سه دختر عاشق
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق

دانلود برنامه faceapp

دانلود برنامه faceapp
دانلود برنامه faceapp

اگر می خواهید عکس هایی که با موبایل خود گرفته اید را تغییر دهید بدون شک برنامه face app یکی از بهترین گزینه ها برای شما می باشد.

این نرم افزار تغییر چهره می تواند عکس های شما را وادار به لبخند زدن کند! همچنین اگر می خواهید بدانید در آینده و در سنین پیری چه شکلی خواهید شد و یا اینکه سنی از شما گذشته و می خواهید دوباره خود را جوان ببینید این برنامه شگفت انگیز به شما می کند.

خودمونیم :) شاید دلتون بخواد که بدونید اگر دختر بودید چه شکلی بودید ؟ یا شاید دوست داشته باشید چهره پسرونه خودتون را هم ببینید ! پس این برنامه به شما کمک میکنه تا عکس های خودتون را دستکاری کنید و اون ها را با دوستاتون به اشتراک بزارید.

توضیحات تخصصی برنامه

فیس اپ محصولی از استودیوی وایرلس لب می باشد که پس از محبوب شدن در پلتفرم آی او اس اپل چند روز پیش نسخه اندروید برنامه هم منتشر کرد تا کاربران اندرویدی نیز بتوانند تصاویر خود را تغییر دهند.

به دلیل آنکه فیس اپ از یک شبکه عصبی پیچیده هوشمند برای تغییر صورت استفاده می کند، تمامی خروجی هایش نیز به طرز شگفت انگیزی واقعی به نظر می رسند ! مانند تصاویر زیر :

تعییر چهره با برنامه faceapp
تغییر چهره با برنامه faceapp

برای استفاده از برنامه faceapp باید به اینترنت متصل باشید. پردازش چهره ها در سرورهای این اپلیکیشن انجام می شود. اما بدون شک در نسخه های بعدی امکان اعمال فیلتر در حالت آفلاین هم به این نرم افزار اضافه خواهد شد.

تعییر چهره با برنامه faceapp
تغییر چهره با برنامه faceapp

فیس اپ چهره انسان ها را تشخیص می دهد، بنابراین فرقی نمی کند که چهره خودتان را به آن بدهید یا یک کاراکتر کارتونی. اپلیکیشن بعد از این که عکس مد نظرتان را بارگذاری کرد، چند افکت مختلف در اختیارتان می گذارد تا بین آن ها جابجا شوید.

متاسفانه تعداد این افکت ها بسیار کم بوده و به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسند. نکته دیگر این که از همه شان نمی توانید در حالت تمام صفحه استفاده کنید. مثلا تغییر جنسیت که شاید محبوب ترین افکت این اپلیکیشن محسوب شود را نمی توانید روی عکس های کامل اعمال کنید، بلکه باید عکس تان را در سایز کوچک و کنار سه عکس دیگر در قالب یک کلاژ ببینید.

البته خروجی های اپلیکیشن به قدری جالب و خنده دارند که محدودیت هایش خیلی به چشم نیایند. این خروجی ها را می توانید به شکل عکس تحویل بگیرید، یا اینکه چند عکس را کنار هم گذاشته و از آن ها یک تصویر متحرک GIF بسازید و در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید. تیم توسعه دهنده فیس اپ اعلام کرده که به زودی افکت ها و فیلترهای جدیدی هم به اپلیکیشن اضافه می کند تا از دستکاری چهره ها با آن لذت بیشتری ببرید.

 

اما یکی از نگرانی هایی که در مورد اپلیکیشن های این چنینی وجود دارد، احتمال ذخیره شدن تصاویر در سرور و سوء استفاده از آن هاست. در همین خصوص مدیر عامل شرکت سازنده فیس اپ به کاربران اطمینان خاطر داده که تصاویر این اپلیکیشن بعد از پردازش، بلافاصله از سرورها پاک می شوند و همچنین به این موضوع اشاره داشته که فیس اپ بر خلاف اپلیکیشنی مثل Meitu، دسترسی های نامربوطی مثل موقعیت جغرافیایی را از کاربران طلب نمی کند که با یک چک ساده می توانید از این موضوع مطمئن شوید.

در مجموع فیس اپ از آن اپلیکیشن هایی نیست که بتوان ساده از کنارش عبور کرد. توصیه می کنیم که حتما آن را دانلود کرده و از تغییر دادن چهره ها با آن لذت ببرید.

ویژگی های نرم افزار Face App

– افزودن لبخند زیبا
– مشاهده چهره جوان تر یا پیر تر خود
– جذاب تر شدن
– تغییر جنسیت
– استفاده از هوش مصنوعی
– و …

دانلود faceapp

برای دانلود نرم افزار face app روی لینک های زیر کلیک کنید :

+ دانلود نسخه اندروید از کافه بازار

+ دانلود نسخه آی او اس از اپل استور





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
میان تاریکی

تو را صدا کردم

سکوت بود و نسیم

که پرده را می برد .

در آسمان ملول

ستاره ای می سوخت

ستاره ای می رفت

ستاره ای میمرد !

ترا صدا کردم

ترا صدا کردم

تمام هستی من ...

چو یک پیالۀ شیر

میان دستم بود

نگاه  آبی ماه

به شیشه ها می خورد

ترانه ای غمناک

چو دود بر می خاست

ز شهر زنجره ها

چو دود میلغزید

به روی پنجره ها

تمام شب آنجا

میان سینه ی من

کسی ز نومیدی

نفس نفس می زد

کسی به پا می خاست

کسی تو را می خواست

دو دست ِ سرد او را

دوباره پس می زد !

 تمام شب آنجا

ز شاخه های سیاه

غمی فرو میریخت

کسی ز خود میماند

کسی ترا می خواند

هوا چو آواری

به روی او می ریخت

درخت کوچک من

به باد عاشق بود

به باد ِ بی سامان

کجاست خانه ی باد ؟

کجاست خانه ی باد ؟



نوع مطلب :
برچسب ها : بهترین شعرهای سپید، بهترین اشعاری که خوانده ام، اشعار فروغ فرخزاد، ترانه ای غمناک، سکوت،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
می زند باران به انگشت بلورین
ضرب
با وارون شده قایق
می کشد دریا غریو خشم
می کشد دریا غریو خشم
می خورد شب
بر تن
از توفان
به تسلیمی که دارد
مشت
می گزد بندر
با غمی انگشت.

تا دل شب از امید انگیز یک اختر تهی گردد.
ابر می گرید
باد می گردد…
پریا

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود.
زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا.
گیس شون قد کمون رنگ شبق
از کمون بلن ترک
از شبق مشکی ترک.
روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر
پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر.

از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد
از عقب از توی برج شبگیر می اومد…

” – پریا! گشنه تونه؟
پریا! تشنه تونه؟
پریا! خسته شدین؟
مرغ پر بسه شدین؟
چیه این های های تون
گریه تون وای وای تون؟ “

پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا



نوع مطلب :
برچسب ها : گریه، غروب، گنبد کبود، ابر، رنگ شبق،
لینک های مرتبط :
شنبه 2 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
از  تو  دلگیرم   نمیدانم   که  میدانی   هنوز؟

یا  که از  شرمندگی از  دیده   پنهانی  هنوز؟

هر چه   آمد  بر سرم  از  مهربانیهای  توست

چون  که  از مهر و وفا  چیزی نمیدانی هنوز

خون  دل در چشم غمناکم تماشا کردنیست

تا  چه  دیدی  در  تماشاخانه  گریانی  هنوز؟

خوب  میدانم  که  میدانی  نمی بخشم   ترا

اشگ  اگر  آورده باشی  یا  که  نالانی هنوز

دست  در  دستم  نهادی  تا  که  آبادم  کنی

ای بسا  ویران تو بودی چونکه ویرانی هنوز

عقده های کهنه در پستوی دل نم  کرده اند

تو همان مشتی نمک بر زخم سوزانی هنوز

سر  به  زیر افکنده ای  چیزی نمیگوئی چرا؟

گوئیا  از آنچه   کردی  خود   پشیمانی هنوز

دیده ی  گریان  تو   دل   ر ا  هراسان  میکند

تا چه خواهد شد سرانجامم  پریشانی هنوز

از  خدا   دم  میزنی   اما   نمیدانی   که  من

ای  دریغا   تازه  فهمیدم که  شیطانی  هنوز



نوع مطلب :
برچسب ها : پشیمان، گریان، مهربان، دیده پنهان، هراسان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
من باهارم تو زمین

من زمینم تو درخت

من درختم تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه

میون جنگلا طاقم می کنه

تو بزرگی مثل شب

اگه مهتاب باشه یا نه

                 تو بزرگی

                           مثل شب

خود مهتابی تو اصلا خود مهتابی تو

تازه وقتی بره مهتاب و

                           هنوز

شب تنها

          باید

               راه دوری رو بره تا دم دروازه روز

مث شب گود بزرگی

                       مث شب

تازه روزم که بیاد

                 تو تمیزی

                          مث شبنم

                                مث صبح

تو مث مخمل ابری

                  مث بوی علفی

مثل اون ململ مه نازکی

                          اون ململ مه

که روی عطر علفا

                 مثل بلاتکلیفی

                                    هاج و واج مونده مردد

                     میون ماندن و رفتن

                                   میون مرگ و حیات

مث برفایی تو

تازه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه

                            مث اون قله مغرور بلندی

که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می خندی!

 

من باهارم تو زمین

من زمینم  تو درخت

من درختم تو باهار

ناز انگشتای تو باغم میکنه

میون جنگلا طاقم می کنه.

 

احمد شاملو




نوع مطلب :
برچسب ها : مرگ، حیات، تنها، عطر، بارون،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
چقدر سخته توی چشم های کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جایش یه زخم همیشگی را به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز هم دوسش داری.

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدهی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده.

چقدر سخته توی خیالت ساعت ها با او حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بهش است دونه های اشک گونه هات را خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوستش داری.

چقدر سخته گل آرزوهات رو توی باغ دیگری ببینی و هزار بار توی خودت بشکنی و اون وقت آرام زیر لب بگی.



نوع مطلب :
برچسب ها : باغچه نو، دوسداشتن، گل آرزوها، غرور، لبخند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

دانلود موسیقی متن فیلم عاشقانه تایتانیک

دانلود آهنگ فیلم تایتانیک

آهنگ ساز این فیلم جیمز هورنر و خواننده آن سلن دیون می باشد.

تایتانیک (Titanic) فیلمی عاشقانه است به کارگردانی جیمز کامرون ساخته شده در سال 1997 کمپانی‌ های آمریکایی پارامونت پیکجرز و فاکس قرن بیستم است.

این فیلم بعد از فیلم آواتار (فیلمی از همین کارگردان) پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای جهان است.

برای دانلود آهنگ فیلم تایتانیک به نام my heart will go on بر روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود آهنگ – 4 مگابایت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
زندگی پر از سواله می دونم

رسیدن به تو خیاله می دونم

تو میگی یه روزی مال من میشی

اما موندت محاله می دونم

تو میگی شبا دعامون می کنی

چشمه چات زلاله می دونم

توی آسمون سرنوشت ما

ماه کامل مه لاله می دونم

تو میگی پرنده شیم بریم هوا

غصه ما دو تا باله می دونم

چشم من پر از غم نبودنت

دل تو پر از ملاله می دونم

طاقتم دیگه داره تموم میشه

صبر تو رو به زواله می دونم

آره می ری و نمی پرسی که این

دل عاشق در چه حاله می دونم

مریم حیدر زاده



نوع مطلب :
برچسب ها : لاله، غم، آسمون سرنوشت، دعا، دل عاشق،
لینک های مرتبط :
شنبه 26 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
گاهی سفر به جاذبه‌ ی ماه لازم‌ ست

گاهی سفر به جاذبه‌ی ماه لازم‌ست

دیوانگی برای همه گاه لازم‌ست!

 

دل کندن و بریدن رفتن محال نیست

یک کوه را اراده‌ی یک کاه لازم‌ست

 

«مقصد رسیدن‌ست» بهانه‌ست جاده هم!

تا آمدن به سوی تو یک راه لازم‌ست!

 

رفتن دلیل منطقی جاده‌ها نبود...

در عشق هم‌مسیر نه، همراه لازم‌ست

 

از نقش‌های بی‌خودی خود مکدّرند

نه «ها» برای آینه‌ها «آه» لازم‌ست

 

یک چشم هم‌زدن ره صد ساله رفتن‌ست

در عشق این توقف کوتاه لازم‌ست!  




نوع مطلب :
برچسب ها : بهانه‌، دلیل منطقی، عشق، آینه‌ها، دیوانگی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به کسانی که تو را می بینند!
مثل آن کاسب خوشبخت محل
مثل آن مرد فقیر سر راه
مثل آن همسایه و همکار و رییس
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به محیطی که در اطراف تو هست
مثل ماه و خورشید ،که تو را می نگرند
مثل آن خانه که حجم تو در آن جا جاریست
مثل آن بستر و آن رخت و لباس که ز عطر تو سرشارند
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به همه اشیایی که سر و کار تو با آن ها هست
مثل آن تلویزیون که تو هر روز دمی چند به آن می نگری
مثل آن گوشی همراه که همراه تو هست
(یاد آن دوره به خیر که تو را می دیدم )



نوع مطلب :
برچسب ها : حسادت، گوشی همراه، عطر تو، خورشید، خوشبخت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       


در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم

باور مکن که طعنه طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می کشم
 

 



نوع مطلب :
برچسب ها : وصل، محبت، دولت آزادگی، ماهتاب، غزلهای دلکش،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
بابای عزیـزم نفست قـدرت مـــــا بــــود
چشمــان تـو منظـومۀ خورشید وفــا بـود
در عمق نگـــاهت پـــدرا، حس عمیقــی
دیـدم کــه بـه زیبــاییِ احســاس خدا بـود
در مکتب فــرهیختنت، عشــق و حقیقت
ارکـان درخشــان و قدمهـــایِ رسـا بـود
یـادم نـرود چهــرۀ پــاک تـو پدر جـــان
آنگــاه کـه دستــان نجیبت به دعــا بـــود
از مـرگ اَلمنــاک تـو بـابـــا چه بگــویم
در چشم من از رفتن تو، اشک عزا بـود
آن خــاطره و مهـر تـو از دل نـه بَرآیــد
فردوس مکانت، که دلت مهد سخـا بــود



نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقتم بابایی، عشق، فاصله ها، جدایی، نفرت، همدلی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
 می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید حال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند باد وصال
 ناله می لرزد ،می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

فروغ فرخزاد



نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد، شعر های مربوط به رفتن، فروغ فرخزاد، بهترین اشعار، رنگ نگاه،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
عشق!

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد .

زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن .

عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده .

عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره .

عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختی ها

 رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه ،

 مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه ؟

 لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست ، وقتی رسیدی

می بینی هیچی پشت کوه نبوده و نیست ، نا امید و خسته می شینی به این همه

 راهی که اومدی فکر می کنی ، البته اگه بین راه سقوط نکنی .

عشق سخن گفتن با نگاهه .

عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه .



نوع مطلب :
برچسب ها : سکوت، عشق، نا امید، سقوط، عاشق تشنه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       


حافظ شیرازی

زان یـــار دلنـــوازم شـکـریـســـت بــا شکــایـت

گـر نـکتــه دان عشقی بشنــو تـو ایـن حکـایـت

بــی مــزد بود و منـت هـــر خـدمتـی که کـردم

یـــا رب  مبـــاد  کـس را  مخــدوم  بی عـنــایت

رنــدان  تشنـه لب  را  آبـی  نمـی‌دهــد  کــس

گــویی ولی شنــاسـان رفـتـنــد از ایــن ولایــت

در زلف چـون کمنــدش ای دل مـپـیــچ کـان جـا

سـرهـا بـریــده بیـنـی بی جــرم و بی جنــایـت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جــانـا  روا  نبــاشــد   خــون ریـــز  را  حمــایت

در ایـن شـب سیــاهـم گـم گـشـت راه مقصود

از گـوشــه‌ای بــرون آی  ای کــوکـب هــدایــت

از هــر طــرف  کــه رفتــم جــز وحشتـم نیفزود

زنــهار از  ایــن  بیــابـان  ویـن  راه  بی‌نهــایـت

ای آفتــاب خــوبــان  می‌جــوشـــد  انــدرونــم

یـک ســاعتــم بــگنـجـــان در ســایه عنــایـت

این راه را نهـــایت صــورت کجــا تـــوان بسـت

کـش صد هــزار منزل بیــش است در بــدایت

هــر چنــد بـــردی آبـــم روی از درت نـتــابــم

جــور از حبـیـب خوشتــر کــز مــدعی رعایـت

عشقت رسد به فریـاد ار خود به سان حـافظ

قــرآن  ز  بــر  بـخـوانـی  در  چــارده  روایــت





نوع مطلب :
برچسب ها : تشنـه لب، جــانـا، بیــابـان، غمزه، عشق،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...