تبلیغات
سه دختر عاشق - روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ...!
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،
به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی
با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان،
ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،
عشق ما نیز آرام میگذرد
و تویی سرچشمه زلال این دل
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،
ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست
ای جان من ،
مهربانی و محبتهایت،
وفاداری و عشق این روزهایت،
امیدی است برای خوشبختی فردایت
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،
مثل یک گل به پاکی چشمهایت،
به وسعت دنیای بی همتایت
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،
امواجی از یاد تو را میخواهم
در دریای خاطره های به یادماندنی
همنفسمی،
ای که با تو یک نفس عاشقم
همزبانمی،
ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت،
که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند
چه با شوق میخوانم چشمانت را
و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را
گفتی دستهایم گرم است،
گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،
هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زیباست…
چه بی انتهاست قصر عشق تو و من
چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ،
در کنار تو
تویی که برایم از همه چیز بالاتری
و از همه کس عزیزتر

متن های طولانی عاشقانه

آرام باش ،
ما تا همیشه مال همیم ،
همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ،
تو تا ابد در قلبمی ،
تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ،
جایی که همیشه آرزویش را داشتی ،
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ،
تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ،
حرفی نمیزنم
تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ،
پلک نمیزنم
تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ،
یک لحظه رها نمیشود
تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ،
آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ،
همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ،
رها نمیکنم تو را
تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد
و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ،
هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ،
میدانم اینک کجا هستم ،
همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،
همانجایی که انتظارش را میکشیدم
و هر زمان خوابش را میدیدم
آن خواب برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ،
بی خیال همه چیز ،
نه میدانم زمان چگونه میگذرد
و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ،
دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست
این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است
که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ،
عشق است
که اینک ما را به عالمی دیگر برده ،
عشق است
که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ،
از اینکه در آغوشمی خوشحالم

متن های طولانی عاشقانه

قلبم را دادم به تو که عشق منی ،
با تو آمدم،
آمدم تا جایی که تو میخواهی،
با تو می آیم ،
می آیم به هر جا که بروی ،
با تو میروم ،
میروم هر جا که بروی….
همه جا با توام ،
نیست جایی که بی تو باشم ،
نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
نیست یادی در قلبم جز یاد تو ،
نیست مهری جز مهر تو در دلم
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند،
آنچه پنهان است در پشت نگاهت
دنیای عاشقانه من است
همه جا با توام ،
آنجا و اینجا در قلبم ،
اینجا و آنجا در قلبت ،
می تابم و و میتابی ،
میمانم و میمانی،
میدانم و میدانی
که چقدر هم تو مرا دوست داری ،
هم من دیوانه توام…
چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ،
چی خوب معنا میکنی نگاهم را ،
چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی،
وقتی دلتنگم ،
خبر داری از دل تنگم ،
وقتی تشنه دیدارم ،
سیراب میکنی مرا عشقم
همه جا با همیم ،
نیست جایی که بی تو باشم ،
نیست راهی که بی تو رفته باشم…
همه جا خاطره ،
همه جا عشق ،
همه جا عطر حضور تو ،
جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو
همه جا خاطره ،
جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو….
تویی که جان داده ای به تنم
و این یاد تو است
که نفس میدهد به این تنی که روحش در وجود تو است
روح عشق در وجودمان،
این است روزهای زندگی مان ،
با عشق روزمان شب میشود
و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم…
همه جا با توام ،
تو اینجا همیشه در قلبمی
و من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم…

متن های طولانی عاشقانه

حـــــــرف بـــــزن…
صدایت را دوست دارم
بگو…
فقط بگو
چــه فـــرق دارد
از مـــن ،
از تـــو
از بــــاران
در آغــوشــم بــگــیــر
و در گــوشــم
از مـــانـــدن بــگـــو
از دوستت دارم هایی بگو
که از شنیدنش دلم بریزد !!
گـــونـــه هــای خــجــالــتــی ام رنــگ بــگــیــرد
از دلبری چشمهایت بگو
که چگونه دلم را هوایی کرده
از هــرچــه خــودت مــیــخــواهـی
از خـــودت بـــگـــو
چـــه فــرق دارد از چـــه
فـــقــــط بـــگــــو
حـــرف بـــزن
عاشقانه صدایت را دوست دارم

متن های طولانی عاشقانه

درگیر توام ،
منی که مال توام ،
تویی که زندگی ام هستی ،
از آغاز تا آغاز دوباره اش با دلم هستی
و تو آغاز من هستی ،
این تو هستی
که تنها مال من هستی ،
کسی جز تو در قلبم جایی ندارد ،
عشق بی تو هیچ معنایی ندارد!

این لحظات با تو بودن است ،
که زندگی همیشه پر از عشق و لبخند عاشقانه است ،
این روزهای من است ،
مثل آن لحظات در گرو با تو بودن است
تویی که چشمانت مرا عاشق کرده ،
منی که اینک دلم بهانه تو را کرده ،
تویی که به انتظار نشسته ای ،
منی که آغوشم هوس در میان گرفتنت را کرده…
تشنه ام ،
تشنه ی تو را در میان خود گرفتن ،
احساس آن لحظه های گرم ،
و رفتن به اوج آن لحظه هایی که با تمام وجود درک میکنم
و میدانم مال منی ،
تنها مال من،
همیشه مال هم!
هیچ چیز جز تو برایم در این دنیا ارزش ندارد ،
میخواهم تا زنده ام
در کنارت باشم ،
میخواهم تا فرصت باقیست
محو نگاه زیبای تو باشم
میترسم بمیرم
و نتوانم تو را در آغوش بگیرم ،
میترسم تو نباشی
و من تنها بمیرم!
میترسم بخوابم
و در خواب هم نبینم تو را ،
حسرت شود دیدنت ،
باز کنم چشمهایم را
و ببینم دیگر هیچگاه نمیبینمت!

عشق برایم همه لحظه هاست ،
از اینجا که بیدارم
تا آنجا که خوابم ،
و جایی که در آن دنیا میمانم ،
از اینجا که در کنارمی
تا آنجا که تو را با خود میبرم
و جایی که همیشه در قلبم میمانی!

عشق برایم تویی و صدای نفسهایت ،
هیچکس که جز تو برایم عشق نمیشود
و تو برایم مثل هیچکس نمیشوی!

تو برایم مثل بارانی ،
پر از طراوت و تازگی ،
تو برایم مثل این روزهایی ،
روزهای پر از عشق و دلدادگی!

از آنجا که خیلی دوستت دارم ،
میتوانی از عمق احساسم بفهمی
تو آنقدر با ارزشی
که این چنین عاشقانه میتپد قلبم برایت…

متن های طولانی عاشقانه

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،
اشک از چشمانم ریخت
و از چشمان خیسم فهمیدی
که عاشقت هستم
حس کن آنچه در دلم میگذرد ،
دلم مثل دلهای دیگر نیست
که دلی را بشکند!

تو که باشی
چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،
تو که مال من باشی
چرا بخواهم از تو دل بکنم!

وقتی محبتهایت ،
آن عشق بی پایانت
به من زندگی میدهد
چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ،
چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
همین که تو در قلبمی ،
انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ،
عشقت در قلبم بی انتهاست !

همین که تو در قلبمی
بی نیازم از همه کس ،
تو را میخواهم
و یک کلام فقط تو را ،
همین و بس!
دلم بسته به دلت ،
هیچ راهی ندارد
حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !

دیگر تمام شد ،
تو در من حک شده ای،
ای جان من ،
تو همه چیز من شده ای!

از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ،
از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ،
تا خواستم خودم را پیدا کنم
اسیر شدم ،
تا خواستم فرار کنم ،
عاشقت شدم!

از نگاهت خواندم تو همانی که من میخواهم ،
آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ،
که آخر سر تو شدی مال من ،
شدی یار و عشق بی پایان من!

از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …
نگاهم کردی
و خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ،
و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!

چه انتخاب زیبایی بود ،
از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ،
و اینک پیدا کرده ام تو را ،
تویی که دیگر مثل و مانندی نداری،
در قلبت جز من ،
جایی برای کسی نداری!

متن های طولانی عاشقانه

خیلی وقت است که قلبم را سپرده ام به تو
خیالم راحت است هم از بابت قلبم و هم از تو
با صدای قلب تو میروم به اوج احساساتم
از تو مینویسم، از چشمانت ، مینویسم که عاشقتم
خیلی وقت است بسته ام چشمهایم را بر روی همه
تو به من یاد دادی رسم عاشقی را ، ای عشق جاودانه
یاد تو و مهرت همیشه در دلم ، تو چقدر مهربانی گلم
بگیر دستانم را تا رها شویم از اینجا
تا پناه ببریم به خدا
اینجا بمانیم نگاه ها ما را از هم دور میکنند ،
دستهای آلوده چشمه ی عشقمان را گل آلود میکنند
اینجا بمانیم ستاره ای در آسمان نمی ماند ،
ما هم بخواهیم ، عشق دیگر با ما نمیماند
اینجا هوایی است که به درد همین گرگها میخورد
کسی حتی در حال سقوط هم به ما رحم نمیکند!
حیف عشقمان است که اینجا هدر رود ،
عشق باید بی خوابی شب تا سحر شود
که تا زنده ایم لذت ببریم از وجود هم ،
حالا این تو ، این عشق و این من…

متن های طولانی عاشقانه

چند خط بیشتر نمانده تا برسم به حسی که باید آن را ابراز کنم به تو…
از اول خط تا اینجا خیسی چشمهایی بود که مرا تا آنجا همراهی کردند
آن جایی که تو هستی و من در برابر توام
و چند نقطه تا لحظه ای دوباره و یک احساس عاشقانه
چقدر سختی کشیدم ، از اول این خط تا آخرش شیرینی و تلخی های زندگی را چشیدم
و شیرین ترین لحظه ی آن بدجور به دلم نشست ، تو آمدی و همه تلخی ها از یادم رفت
همه احساساتم بوی عطر تو را میدهد ، وقتی صدای قلبت را میشنوم ، قلبت به من نفس میدهد
در اوج تو را خواستن ، بی نیاز از همه کس و نیاز دارم به کسی که همه کس من است
در شور و شوق عشقم و در خیال کسی که بی خیالش نمیشوم
و این عاشقانه ترین لحظه ی زندگی من است ، که در آغوش توام و تسلیم هیچ حس دیگری نمیشوم
چند خط بیشتر نمانده تا برسم به حسی که مرا مجنون میکند ، از اول خط تا اینجا رنگ چشمهایت مرا دیوانه میکند
و چند نقطه تا این حس تازه ، و اینگونه میشود که زندگی برای من و تو بی انتهاست ، تو را داشتن یک هدیه زیباست
در حال و هوای زندگی ام و در دنیایی که تو همه زندگی منی…
و آخرین خط و هزاران نقطه چین برای رسیدن به آغازها…
دوستت دارم ای عاشقانه ترین لحظه بی پایان زندگی ام…

متن های طولانی عاشقانه

کمی بمان!
کمی به من نگاه کن!
نگاهت تنها دلیل آرامشم است!

در چشمانم نگاه کن
دراین چشمان اشک آلود
که همیشه درپی رفتن تو
چشم انتظار به آمدنت بود
حال که دوباره آمدی ؛
چرا این چنین مرا از خود می رانی ؟
چرا چشمانت را از من نگاه می داری؟
دیگر تاب و توان سکوت ندارم
حس فریاد در من به اوج رسیدهاست
فریاد دوستت دارمِ صدایم را گوش کن
درحالی که حرفی نمی زنم
به چشمانم نگاه کن
حرفهایم را از نگاهم بخوان
آیا چیزی هست که در آن ببینی؟
آیا پاسخ دردهایم را در آن می یابی؟
آری این نهایت حرفهای من است
که در چشمانم جمع شده است
این کلماتی است
که زبانم یارای ادا کردن آن را نداشت و ندارد
این سیل اشک های من نیست
که از چشمانم روان شده است،
اینتمام حرف های من است
که روزی به تو گفته بودم
چه شد ؟
مگر حرف هایم چه بود ؟
چرا دوباره چشمانت را ازمن گرفتی؟
مگر نگاهم تلخی رفتنت را با مرگ آرزوهام به تصویر نکشید؟
مگر این نگاه خسته؛
خسته ازفریادهای بی فرجام ؛
از روز های بی تو بودن
و از بی دلیل بودن رفتنت
و از نامهربانیت سخن نگفت؟
مگر تصویر زیبای صورت خودت را
درآخرین باری که درچشمانم نگاه کردی
و در آن به یادگار مانده است را ندیدی؟
چه بود که صورتت از شرم گلگون شد؟
چه بود که اشک ازچشمانت جاری؟
شاید اکنون صدایم را در عین خاموشی زبانم می شنوی
شاید …

کمی بمان!
کمی به من نگاه کن!
نگاهت تنها دلیل آرامشم است!
مرا با نگاهت مهمان کن

متن های طولانی عاشقانه

بیا در آغوشم ،
جایی که همیشه آرزویش را داشتی ،
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ،
تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ،
حرفی نمیزنم تا سکوت باشد
بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ،
پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود
تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ،
یک لحظه رها نمیشود
تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ،
آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ،
همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ،
رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد
و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ،
هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ،
میدانم اینک کجا هستم ،
همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،
همانجایی که انتظارش را میکشیدم
و هر زمان خوابش را میدیدم
آن خواب برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ،
بی خیال همه چیز ،
نه میدانم زمان چگونه میگذرد
و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ،
دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست
این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است
که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ،
عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ،
عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر