تبلیغات
سه دختر عاشق - مطالب فروردین 1396
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
پنجشنبه 31 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
من باهارم تو زمین

من زمینم تو درخت

من درختم تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه

میون جنگلا طاقم می کنه

تو بزرگی مثل شب

اگه مهتاب باشه یا نه

                 تو بزرگی

                           مثل شب

خود مهتابی تو اصلا خود مهتابی تو

تازه وقتی بره مهتاب و

                           هنوز

شب تنها

          باید

               راه دوری رو بره تا دم دروازه روز

مث شب گود بزرگی

                       مث شب

تازه روزم که بیاد

                 تو تمیزی

                          مث شبنم

                                مث صبح

تو مث مخمل ابری

                  مث بوی علفی

مثل اون ململ مه نازکی

                          اون ململ مه

که روی عطر علفا

                 مثل بلاتکلیفی

                                    هاج و واج مونده مردد

                     میون ماندن و رفتن

                                   میون مرگ و حیات

مث برفایی تو

تازه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه

                            مث اون قله مغرور بلندی

که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می خندی!

 

من باهارم تو زمین

من زمینم  تو درخت

من درختم تو باهار

ناز انگشتای تو باغم میکنه

میون جنگلا طاقم می کنه.

 

احمد شاملو




نوع مطلب :
برچسب ها : مرگ، حیات، تنها، عطر، بارون،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
در این شبهای دلتنگی که غم با من هم آغوشه
به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه
کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمی دونه
نه هم درد و هم آوایی با من یک دل نمی خونه
از این سرگشتگی بیزارم و بیزار
ولی راه فراری نیست از این دیوار
برای این لب تشنه دریغا قطره آبی بود
برای خسته چشم من دریغا جای خوابی بود
در این سرداب ظلمت نور راهی بود
در این اندوه غربت سرپناهی بود
شب پر درد و من از غصّه ها دلسرد
کجا پیدا کنم دلسوخته ای هم درد
اسیر صد بیابان وَهم و اندوهم
مرا پا در دل و سنگین تر از کوهم

ببخش اگه تو قصه مون
دو رنگ و نامرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم
خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثل تو نشد
خیانتو یاد بگیرم
اگر که گفتم به چشات
بزار واسه تو بمیرم
ببخش اگه تو گریه هام
دو رنگی و ریا نبود
اگر که دستام مثه تو
با کسی آشنا نبود
ببخش اگه تو عشقمون
کم نمی ذاشتم چیزی رو
ببخش که یادم نمی ره
اون روزای پاییزی رو
لیاقت دستای تو
بیشتر از این نبود عزیز
نه نمی خوام گریه کنی
برای من اشکی نریز
لیاقت چشمای تو
نگاه ِ پاک ِ من نبود





نوع مطلب :
برچسب ها : دل، دلسوخته، شبهای دلتنگی، عزیز، گریه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
چقدر سخته توی چشم های کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جایش یه زخم همیشگی را به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز هم دوسش داری.

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدهی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده.

چقدر سخته توی خیالت ساعت ها با او حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بهش است دونه های اشک گونه هات را خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوستش داری.

چقدر سخته گل آرزوهات رو توی باغ دیگری ببینی و هزار بار توی خودت بشکنی و اون وقت آرام زیر لب بگی.



نوع مطلب :
برچسب ها : باغچه نو، دوسداشتن، گل آرزوها، غرور، لبخند،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
احساس کردم ...

نخستین بار زیرقطره های باران ...

درپهنای دل غمناک آسمان ...

ودرآن هوای سوزناک

در کنار برگ های زردوباران خورده ی درختان

با تمام یاس و ناامیدی ام

تورا احساس کردم...

احساس کردم با آغوش گرم وآرامت

وبا بوسه های آتشین و پرمهرت

و نفس های عطرآگین و وسوسه انگیزت...






نوع مطلب :
برچسب ها : قطره های باران، باران عاشقانه، هوای سوزناک، آغوش گرمت، بوسه های آتشین،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

دانلود موسیقی متن فیلم عاشقانه تایتانیک

دانلود آهنگ فیلم تایتانیک

آهنگ ساز این فیلم جیمز هورنر و خواننده آن سلن دیون می باشد.

تایتانیک (Titanic) فیلمی عاشقانه است به کارگردانی جیمز کامرون ساخته شده در سال 1997 کمپانی‌ های آمریکایی پارامونت پیکجرز و فاکس قرن بیستم است.

این فیلم بعد از فیلم آواتار (فیلمی از همین کارگردان) پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای جهان است.

برای دانلود آهنگ فیلم تایتانیک به نام my heart will go on بر روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود آهنگ – 4 مگابایت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
زندگی پر از سواله می دونم

رسیدن به تو خیاله می دونم

تو میگی یه روزی مال من میشی

اما موندت محاله می دونم

تو میگی شبا دعامون می کنی

چشمه چات زلاله می دونم

توی آسمون سرنوشت ما

ماه کامل مه لاله می دونم

تو میگی پرنده شیم بریم هوا

غصه ما دو تا باله می دونم

چشم من پر از غم نبودنت

دل تو پر از ملاله می دونم

طاقتم دیگه داره تموم میشه

صبر تو رو به زواله می دونم

آره می ری و نمی پرسی که این

دل عاشق در چه حاله می دونم

مریم حیدر زاده



نوع مطلب :
برچسب ها : لاله، غم، آسمون سرنوشت، دعا، دل عاشق،
لینک های مرتبط :
شنبه 26 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
گاهی سفر به جاذبه‌ ی ماه لازم‌ ست

گاهی سفر به جاذبه‌ی ماه لازم‌ست

دیوانگی برای همه گاه لازم‌ست!

 

دل کندن و بریدن رفتن محال نیست

یک کوه را اراده‌ی یک کاه لازم‌ست

 

«مقصد رسیدن‌ست» بهانه‌ست جاده هم!

تا آمدن به سوی تو یک راه لازم‌ست!

 

رفتن دلیل منطقی جاده‌ها نبود...

در عشق هم‌مسیر نه، همراه لازم‌ست

 

از نقش‌های بی‌خودی خود مکدّرند

نه «ها» برای آینه‌ها «آه» لازم‌ست

 

یک چشم هم‌زدن ره صد ساله رفتن‌ست

در عشق این توقف کوتاه لازم‌ست!  




نوع مطلب :
برچسب ها : بهانه‌، دلیل منطقی، عشق، آینه‌ها، دیوانگی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به کسانی که تو را می بینند!
مثل آن کاسب خوشبخت محل
مثل آن مرد فقیر سر راه
مثل آن همسایه و همکار و رییس
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به محیطی که در اطراف تو هست
مثل ماه و خورشید ،که تو را می نگرند
مثل آن خانه که حجم تو در آن جا جاریست
مثل آن بستر و آن رخت و لباس که ز عطر تو سرشارند
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به همه اشیایی که سر و کار تو با آن ها هست
مثل آن تلویزیون که تو هر روز دمی چند به آن می نگری
مثل آن گوشی همراه که همراه تو هست
(یاد آن دوره به خیر که تو را می دیدم )



نوع مطلب :
برچسب ها : حسادت، گوشی همراه، عطر تو، خورشید، خوشبخت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       


در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم

باور مکن که طعنه طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می کشم
 

 



نوع مطلب :
برچسب ها : وصل، محبت، دولت آزادگی، ماهتاب، غزلهای دلکش،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
بابای عزیـزم نفست قـدرت مـــــا بــــود
چشمــان تـو منظـومۀ خورشید وفــا بـود
در عمق نگـــاهت پـــدرا، حس عمیقــی
دیـدم کــه بـه زیبــاییِ احســاس خدا بـود
در مکتب فــرهیختنت، عشــق و حقیقت
ارکـان درخشــان و قدمهـــایِ رسـا بـود
یـادم نـرود چهــرۀ پــاک تـو پدر جـــان
آنگــاه کـه دستــان نجیبت به دعــا بـــود
از مـرگ اَلمنــاک تـو بـابـــا چه بگــویم
در چشم من از رفتن تو، اشک عزا بـود
آن خــاطره و مهـر تـو از دل نـه بَرآیــد
فردوس مکانت، که دلت مهد سخـا بــود



نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقتم بابایی، عشق، فاصله ها، جدایی، نفرت، همدلی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
 می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید حال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند باد وصال
 ناله می لرزد ،می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

فروغ فرخزاد



نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد، شعر های مربوط به رفتن، فروغ فرخزاد، بهترین اشعار، رنگ نگاه،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
عشق!

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد .

زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن .

عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده .

عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره .

عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختی ها

 رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه ،

 مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه ؟

 لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست ، وقتی رسیدی

می بینی هیچی پشت کوه نبوده و نیست ، نا امید و خسته می شینی به این همه

 راهی که اومدی فکر می کنی ، البته اگه بین راه سقوط نکنی .

عشق سخن گفتن با نگاهه .

عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه .



نوع مطلب :
برچسب ها : سکوت، عشق، نا امید، سقوط، عاشق تشنه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       


حافظ شیرازی

زان یـــار دلنـــوازم شـکـریـســـت بــا شکــایـت

گـر نـکتــه دان عشقی بشنــو تـو ایـن حکـایـت

بــی مــزد بود و منـت هـــر خـدمتـی که کـردم

یـــا رب  مبـــاد  کـس را  مخــدوم  بی عـنــایت

رنــدان  تشنـه لب  را  آبـی  نمـی‌دهــد  کــس

گــویی ولی شنــاسـان رفـتـنــد از ایــن ولایــت

در زلف چـون کمنــدش ای دل مـپـیــچ کـان جـا

سـرهـا بـریــده بیـنـی بی جــرم و بی جنــایـت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جــانـا  روا  نبــاشــد   خــون ریـــز  را  حمــایت

در ایـن شـب سیــاهـم گـم گـشـت راه مقصود

از گـوشــه‌ای بــرون آی  ای کــوکـب هــدایــت

از هــر طــرف  کــه رفتــم جــز وحشتـم نیفزود

زنــهار از  ایــن  بیــابـان  ویـن  راه  بی‌نهــایـت

ای آفتــاب خــوبــان  می‌جــوشـــد  انــدرونــم

یـک ســاعتــم بــگنـجـــان در ســایه عنــایـت

این راه را نهـــایت صــورت کجــا تـــوان بسـت

کـش صد هــزار منزل بیــش است در بــدایت

هــر چنــد بـــردی آبـــم روی از درت نـتــابــم

جــور از حبـیـب خوشتــر کــز مــدعی رعایـت

عشقت رسد به فریـاد ار خود به سان حـافظ

قــرآن  ز  بــر  بـخـوانـی  در  چــارده  روایــت





نوع مطلب :
برچسب ها : تشنـه لب، جــانـا، بیــابـان، غمزه، عشق،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
عشق ؛چه زیبا بود اگر با تو بود.


عشق ؛چه زیبا بود اگر فقط یکبار، فقط یکبار در چشمانت نشانی از آن می دیدم.


عشق ؛چه زیبا بود اگر تنها قلبت برای من میتپید.


عشق ؛چه زیبا بود اگر دستانت گرمی میداد به دستانم.


عشق ؛چه زیبا بود اگر طنین صدای زیبایت در گوشم یک بار دیگر می پیچید.


عشق ؛چه زیبا بود اگر مثل قدیم یک بار به لبانت دوستت دارم را می آوردی.


عشق ؛چه زیبا بود اگر من را لایق دیدن چشمانت میدانستی.


عشق ؛چه زیبا بود اگر فقط من بودم و تو بودی و دیگر خدا





نوع مطلب :
برچسب ها : زیبا، قلب، دستانت گرمت، خدا، دوستت دارم،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
خنده ام می گیرد از تقلایت ای دنیا که چگونه در پی آنی که زمینم بزنی.

ای دنیای پر از سراب این را بدان:

اگر تمام غم هایت را بر دلم فرو ریزی،

هرگز در مقابلت کمر خم نخواهم کرد.

اگر تمام دردها و رنج هایت را بر سرم آوری، هرگز در مقابلت زانو نمی زنم.

اگر تمام سختی ها را زمینه راهم کنی،

هرگز زندگی را در مقابلت نمی بازم.

اصلا...

هر چه خواهی کن، هر چه خواهی باش...

ولی همیشه این را بدان

من، خدا را دارم



نوع مطلب :
برچسب ها : درد، رنج، تمام سختی ها، خدا، زندگی، غم،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2