سه دختر عاشق - مطالب ابر جملات احساسی و عاشقانه
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
سه شنبه 10 فروردین 1395 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

 دل ِ من دریایی ِ
چشمه زندون ِ براش
 
چکّه چکّه های آب..
 
مرثیه خونه براش
 
 
چشمه کوچیکه برامون
 
ما باید بریم به دریا برسیم..




نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه، دل خوشی، دل من، شعر ساده، یه دخترم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 فروردین 1395 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
 به بهاری دیگر/به امیدی دیگریا به رفیقی دیگر
 
به چه می اندیشی؟ به خزانی که گذشت؟به بهاری که نبود؟
به امیدی که کنون رفته به باد یابه عهدی که دگر رفت زیاد؟
به چه می اندیشی؟
به دوچشمی که تورا هیچ ندید؟به دودستی که تورا هیچ نخواست؟به رفیقی که غبار غمت از چهره نرفت؟
یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت؟به چه می اندیشی؟
به بهاری دیگر به امیدی دیگر یا به رفیقی دیگر....
جواب یادتون نره گلهای نازم




نوع مطلب :
برچسب ها : عکس های عاشقانه، نوشته های عاشقانه، عاشقانه ترین جمله، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 اسفند 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

 نمیتونم ببخشمت                   دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم                گندیدی و بریدمت
 
نوشته های و تصاویر عاشقانه بیشتر در ادامه مطلب...
 
۲۰ میدهم ، شاید هم ۲۱ . . !
خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر میخواهد  ،
که تو باهنری . . !




نوع مطلب :
برچسب ها : عکس های عاشقانه، عکس نوشته ها، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 اسفند 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
 تــنـهـایــے را دوســـت دارم . . .

 عـادت کـــرده ام کــــﮧ تــنـهــا با خــودم باشـــم

دوســتــے میــگـفت عـیــب تــنـهـایــے ایــن اســت کـــﮧعـادت مــیـکـنــے ...

خــودت تـصــمـیـمــے مـے گیرے

تــنـها بـــﮧ خــیـابان مــے روے، . .و بـــﮧ تــنـهـایــے قـدم میزنـے . . .

پــشـت مــیـز کــافـے شــاپ تــنـهـایــے مـے نشینـےو آدمــهـا را نــگاه میــکنے ، . .

ولــی مــن بـــﮧ خـاطر هــمـیــن حـــــــس دوســـتـش دارم

تــنـهـا کـــﮧ باشـے نگاهـــت دقــیـق تــر مــے شــود و مـــعـنـا دار ؛

چــیـزهــایــے مـے بینے کـــﮧ دیگران نــمے بیننددر خــیـابان زودتر از همـــﮧ میــفـهـمـےپایــیـز آمده

و ابرها آســمـان را محـــکـم در آغــــوش کشـــیـده اند

مــیـتـوانــے بے توجـــﮧ بـــﮧ اطــرافســاعتهــا چـشـم بـــﮧ آســـمان بــدوزے و تــولد بارانرا نظاره گــر باشــے.

بــــراے هــمـیـن تــنـهـایـــے را دوســـت دارم

زیرا تــنـهـا حســے اسـت کـــﮧ بــــﮧ مــن فــرصـت مـــی دهــد خـــودم باشـــم

با خـــودم کـــﮧ تــعـارف نــدارم

ســالهـاست بــــﮧ تــنـهـایــے عـادت کـــرده ام.....




نوع مطلب :
برچسب ها : تنها، تنهایی، نوشته تنهایی، alone، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
شنبه 15 اسفند 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

باید از محشر گذشت
این لجنزاری که من دیدم سزای صخره هاست
گوهر روشن دل از کان جهانی دیگر است
عذر می خواهم پری
من نمی گنجم در آن چشمان تنگ
با دل من آسمان ها نیز تنگی می کنند
روی جنگل ها نمی آیم فرود
شاخه زلفی گو مباش
آب دریاها کفاف تشنه ی این درد نیست
بره هایت می دوند
جوی باریک عزیزم راه خود گیر و برو
یک شب مهتابی از این تنگنای
بر فراز کوهها پر می زنم
می گذارم می روم ناله ی خود می برم
درد سر کم می کنم
چشمهایی خیره می پاید مرا
غرش تمساح می آید به گوش
کبر فرعونی و سحر سامریست
دست موسی و محمد با من است
می روی ، وعده ی آنجا که با هم روز و شب را آشتیست
صبح چندان دور نیست...




نوع مطلب :
برچسب ها : بگذار نباشم، شهریار، باید از محشر گذشت، جملات عاشقانه، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 اسفند 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
 تو نیستی و باز پنجره ی این اتاق باز مانده است
بادی میوزد
و آخرین تکه از بوی تنت را
از لابلای دستان خسته ام می رُباید
...
و من برای صدمین بار به خود میگویم
"وسیع باش و تنها، و سر به زیر و سخت!"

 + بعضی سفرها را نباید رفت. بعضی آدمها را -هرچند عزیز تر از نفس- نباید دید. در بعضی حالات بعضی آدمها را نباید دید! اگر حماقت یقه ی آدم را چسبید و آدم به بعضی سفرها رفت و بعضی آدمها را دید ، باید هوشیاری به خرج داد و با بعضی دیگر همسفر نشد! ...
 
++ در تمام طول این مسیر دو ساعت و نیمه دلم میخواست به جای تو با مردی سفر میکردم که میتوانستم "راحت" با او سخن بگویم. در تمام مدتی که رادیو در گوشم فریاد زد و سرعت 140 کیلومتری تو ، تیک تیک ِ سرعت سنج ماشینت را در آورد ،در تمام مدتی که میخواستم طعم ِ مزخرف ِ شیرینی ِ استکانی و برق ِ سرامیک های تمیز بیمارستان را در کف آسفالت بالا بیاورم ، دلم میخواست به جای تو مردی کنارم بود که میتوانستم اول راه به او بگویم "بیا این جاده را در سکوت و آرامش به پایان برسانیم. بیا و با من حرف نزن!"... راستی چرا مرا با خودت بردی؟!
 
+++ خدایا ! من از گرم شدن با این اشک ها خسته شده ام. مرام به خرج بده و این زمستان جور ِ دیگری گرمم کن!




نوع مطلب :
برچسب ها : وسیع باش، تنها، نوشته، تو نیستی، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 اسفند 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

 چرا حس میکنم هستی کنارم

چرا این رفتنو باور ندارم

چرا گم میکنم روز و شبامو

چرا حس میکنم داری هوامو

چرا هستی میون خواب و رویام

چرا پر میشه تــــو هُرم نفسهام

 

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم

میخوای بری تورو به این ترانه می سپارم

ولی نـــرو  نـــــرو بمـــون

نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم

نرو بمون نرو بمون نرو بمون کنارم

 

آخه ترانه هام همش بهونتو میگیرن

اگه بری همه کهنه میشن بی تو میمیرن

اگه بری چشتمو پشت جاده جا می زارم

اگه بری خود بارون میشم برات می بارم

 

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم

میخوای بری تورو به این ترانه می سپارم

ولی نـــرو  نـــــرو بمـــون

نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم

نرو خیال نکن که بی تو من دووم میـــارم




نوع مطلب :
برچسب ها : چرا حس میکنم هستی کنارم، حس، اگه بری، نرو، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 اسفند 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

 دروغ بگو تا باورت کنند!

آب زیر کاه باش تا به تو اعتماد کنند!

بی غیرت باش تا آزادی حس کنند!

خیانت هایشان را نبین تا آرام باشند!

هر چی نداری بگو دارم و هر چه داری بگو بهترینش را دارم!

کذب بگو تا عاشقت شوند!

اگر ساده ای،

اگر راست گویی،

اگر با وفایی،

اگر یک رنگی،

همیشه تنهایی!

همیشه تنهایی...!




نوع مطلب :
برچسب ها : همیشه تنهایی، حقیقت، اگر با وفایی، دروغ بگو تا باورت کنند، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 اسفند 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
دقت کردی
 دقت کردی وقتی حرف از دلتنگی میزنی اون حرف از رفتن میزنه

دقت کردی صد بار بهش میگی دوست دارم ولی اون حتی نمیگه منم

دقت کردی میگی میخوام ببینمت میگه نمیتونم بیام بیرون ولی نیم ساعت بعد میبینیش با عجله داره میره جایی

دقت کردی ارزوته یه بار اسمت رو صدا کنه ولی بهت میگه شما

دقت کردی بهش میگی از دوریت رگمو زدم میگه مگه من گفتم خودزنی کنی

دقت کردی چقدر واست غرور داره ولی تو چقدر ساده ای

دقت کردی میگی کی میشه ما به هم برسیم میگه داستان نگو دوباره

اصلا دقت کردی چرا با این همه سردی هنوزم باهاشی؟؟!!





نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه، حرف از دلتنگی، دقت کردی، نوشته عاشقانه، دلتنگی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 بهمن 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
 میایی به امید آمدنت
میایی به امید آمدنت
نه چشمانم را میبندم و نه گوش هایم را میگیرم...
 
میخواهم و ببینم و بشنوم تمام لحظه های نبودنت را،تمام امید آمدنت را...
 
آری،من اینجا،چشمانم را به راه آمدنت دوخته ام
 
و در تلاطم لحظه ها گوش میسپارم به آهنگ قدم هایت،
 
همان هایی که برای به هم رسیدن برمیداری...
 
امید آمدنت تمام لحظه هایم را پر میکند،
 
عطر نفس هایت در ذهنم میپیچد و من اما،
 
آنقدر نزدیک می بینمت که گرمی آغوشت،هرم نفس هایت،لذت بوسه هایت و حتی نوازش هایت را حس میکنم...
 
دوری و دیر میشود که بیایی میدانم
 
اما آنقدر نزدیک می دانمت که گویی هرلحظه با منی،
 
اینجا کنار من،
 
در واج واج کلماتم حتی...
 
می آیی،میدانم...
 
آنقدر منتظر میمانم تا چشم هایم نوید آمدنت را به قلبم بدهند،
 
چشمان منتظرم...
 




نوع مطلب :
برچسب ها : عکس های عاشقانه به همراه شعر، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 بهمن 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
این‌بار چاقویت را در گلویم فرو کن
 تا خرخره غصه خورده باشی! هر چه هم عق می‌زنی، غم بالا می‌آوری!
ولی تمام نمی‌شود که لامذهب!
بالا آوردن‌های بعد زیاده روی در مستی را دیده‌ای؟
بعد چند بار که بالا می‌آوری چند تا عق می‌زنی ولی دیگر خبری نیست! معده‌ات خالی می‌شود و دیگر احساس سبکی می‌کنی. نهایت چند ساعت سردرد و رخوت، دوباره باز هم می‌شوی همان آدمِ قبلِ مستی. ولی غصه خوردن شباهتی به هیچ کدام از این‌ها ندارد! عق می‌زنی و خودت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و قلبت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و مغزت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و بغض‌هایت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و گریه‌هایت را بالا می‌آوری! بالا می‌آوری و بالا می‌آوری ولی باز هم پُری!  سنگین راه می‌روی! راه می‌روی و راه می‌روی و به هیچ کجا نمی‌رسی. اصلن یادت می‌رود کجا می‌روی؟ از کجا آمده بودی؟ فکرمی‌کنی عادی است. این هم یکی از نقش‌هایت است  که باید بازی کنی! آن‌قدر تویِ نقشت فرو رفته‌ای که انگار پذیرفته‌ای توی بازی گیر افتاده‌ای! این هم یک جورش است! این هم یک صحنه‌ی تازه است! تکراری نیست. هیچ روزِ غمگینی شباهتی به روزهای غمگین سپری شده‌ی گذشته ندارد! این‌بار دیگر دست و پا هم نمی‌زنی تا خرخره تویِ تنهایی فرو رفته‌ای! سرت را یک کمی پایین‌تر بگیری، کارت تمام است. مقاومتی نمی‌کنی ولی انگار کسی به زور گردنت را گرفته و بیرون نگه داشته تا نفس بکشی! چقدر دلت می‌خواهد رمقی داشته باشی، دستش را بگیری و بشکنی و خودت را خلاص کنی! دلت می‌خواهد زمستان برگردد! همان روزهایِ سرد طاقت فرسایی که شعله‌ی کم سوی امید گرمت می‌کرد. هیچ چیزی را نمی‌توانی عوض کنی بعد سال‌ها زمزمه کردن شعر فروغ، تازه معنی‌اش را درک می‌کنی« و ناتوانی این دست‌های سیمانی» دلت هیچ‌چیز و هیچ کس را نمی‌خواهد! نخواستن فعلی نیست که تازه به فکر صرف کردنش افتاده باشی! ولی این بار  ناخودآگاه درک فوق‌العاده ای از آن داری. بی‌شک زندگی‌ات روی هواست. ناخودآگاه به جمله‌ی قبلی می‌خندی! کدام زندگی؟
غر نزنید! این‌جا بی‌شک بهار نیست. حال و هوایِ این خانه دل‌گیر است. هر کس به هوایِ بوی عید و کلی حرف‌های خوب و عیدی آمده بود، راستِ شکمش را بگیرد و برود. نه حوصله‌ی دل‌داری دارم نه ظرفیتِ نصیحت! وقتی که دیگر نه دلی مانده است و نه طاقتی! آمدم فقط به روز کنم تا هیچ‌وقت این روزهایم را فراموش نکنم تا به قول حسین منزوی، بعد هزار بار به پوچی رسیدن دوباره فلک با هزار شعبده، فریبم ندهد.
دوستان نزدیک و دورم، آنهایی که به من دسترسی دارید لطفن زنگ و اس ام اس نزنید که چه شده؟ هیچ اتفاق تازه‌ای جالب‌تر و حماقت‌بار تر از آن‌چه در زندگی همه‌ی شماها هم اتفاق افتاده و می‌افتد، نیفتاده است! فقط باورِ من تمام شده است!  دیگر موجود نیست! هنوز هم هستد کسانی که بساط این‌گونه اقلام در دکان‌شان پهن است. خواستید به آن‌جاها سری بزنید.
نمی‌دانم چند شنبه است ولی بی‌گمان جمعه نیست، چون سرکار هستم. از این پس این‌جا زمانِ معینی برای به روز شدن ندارد.





نوع مطلب :
برچسب ها : نسترن وثوقی، غصه، اوج غم، نوشته های غم، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 بهمن 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
دلم،دل شکسته من می خواهد
من دلم می خواهد .... ساعتی غرق درونم باشم ... عاری از عاطفه ها .... تهی از موج و سراب ... دور تر از رفت ... خالی از هر چه ظرف .... من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من .... من دلم تنگ خودم گشته و بس .... دل شکسته




نوع مطلب :
برچسب ها : دلم تنگ شده، دل تنگ، دل شکسته، مطالب عاشقانه، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 دی 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

 موهای یک زن خلق نشده

برای پوشانده شدن

یا برای باز شدن در باد

یا جلب نظر

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشقش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

 

یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...




نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه، راز عاشقی و سبک زندگی، سبک زندگی های عاشقانه، عاشقانه ترین جمله، اس ام اس های عاشقانه جدید، اس ام اس عاشقانه تنهایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 دی 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

 گاهی ... به خاطر کسی که دوستش داری باید عاشق بشی تا مجبور نشی به کسی که دوستش نداری بگی دوست دارم اینو وقتی میفهمی که برای دوست داشته شدن باید جون بکنی




نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه، راز عاشقی و سبک زندگی، سبک زندگی های عاشقانه، عاشقانه ترین جمله، اس ام اس های عاشقانه جدید، اس ام اس عاشقانه تنهایی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 دی 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

 صحبت هایی عاشقانه از الناز شاکر دوست را در ادامه مطلب بخوانید . . .
 
“اسب سفید پادشاه” به پایان راهش رسید. این فیلم براى من با همه فیلم ها فرق میكرد چراكه از صمیم قلبم با این نقش لحظه به لحظه زندگى كردم.. اعتراف میكنم كه براى چهل روز الناز رو فراموش كردم، من فقط “مارى” بودم!
دخترى كه با دستهاى خالى براى “عشق” جنگید و ثابت كرد كه اگر روزى زنى “عاشق” شود مرد تر از هر مردى پاى عشقش مى ایستد! در این فیلم من “عشق” را “زندگى” كردم! این را میدانم كه یك جایى در قلبم مارى براى همیشه خواهد ماند و از خداى مهربانم میخواهم شاهزاده سوار بر اسب سفید رویاى همه ى دختران را “انسان” بیافریند!
 




نوع مطلب :
برچسب ها : الناز شاکر دوست، عشق الناز شاکر دوست، متن های عاشقانه، عاشقانه شاکر دوست، نوشته های عاشقانه، جملات احساسی و عاشقانه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2