سه دختر عاشق - مطالب ابر دل
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
سه شنبه 18 مهر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
نوای عاشقان چگونه است؟


نوای عاشقانه ی پیچیده در كوه…

وزوز شادیه بی دلیل…

پتك یاد تو…درد بیدریغ دلم…

دل تمام من و او ها خوش!

دل تو هم خوش!!

دل من…

هیچی!
 
هیچی!
 
هیچی!
 
هیچی!
 
هیچی!
 
 




نوع مطلب :
برچسب ها : دل، درد، فاصله، جدایی، متن دلبرانه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 شهریور 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت...
غیر از تو، من به هیچ کس انگار هیچ‌وقت...

اینجا دلم برای تو هی شور می‌زند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت...

اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمی‌شود اخبار هیچ‌وقت...

حیفند روزهای جوانی نمی‌شوند
این روزها دومرتبه تکرار، هیچ‌وقت

من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بوده‌ام برات سزاوار؟ هیچ‌وقت!

بگذار من شکسته شَوَم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچ‌وقت...





نوع مطلب :
برچسب ها : روزهای جوانی، دل، متن عاشقانه، متن دلبرانه، متن قشنگ،
لینک های مرتبط :
شنبه 11 شهریور 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
ساده عاشق میشوند...

ساده صبوری میکنند...

ساده عشق می ورزند...

ساده می مانند...

اما..

سخت دل میکنند..

آن وقت که دل میکنند..

جان میدهند..

سخت میشکنند..

سخت فراموش میکنند..

آدم های ساده...!



نوع مطلب :
برچسب ها : صبوری، عاشق، دل، جان، متن عاشقانه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 شهریور 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
الهی !

فاسقان زشتند ، زاهدان مزدور بهشتند .

ای منعم و تواب !

و ای آفریننده ی خلقان ز آتش و آب !

فریادرس از ذل حجاب و فتنه ی اسباب ،

و وقت شوریده و دل خراب !

 

الهی!

بر رُخ ، از خجالت ، گَرد داریم !

و در دل ، از حسرت ، درد داریم !

و روی از شرمِ گناه ، زرد داریم !

اگر بر گناه مُصِریم ، بر یگانگی تو مُقِریم .

 

الهی !

در دل های ما جز تخم محبت مکار !

و بر جان های ما جز باران رحمت مبار!

 

الهی !

به لطف ، ما را دستگیر و پای دار !

که دل در قرب کرم است ، و جان در انتظار .

و در پیش ، حجاب بسیار .

 

الهی !

حجاب ها از راه بردار، و ما را به ما مگذار !

بِرَحمَتِکَ یا عزیــــــــز ! یا غفـــــّــــار !

 




نوع مطلب :
برچسب ها : انتظار، لطف، دل، خجالت، فاسقان،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 تیر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
جز جذبه ی عشقت ماه،شور و اشتیاقی نیست

ای عشق وصالت كی ؟ طاقت به فراقی نیست

 

در بطن خیال  من ،  غوغای  حوادث هاست

جز آمدنت  ای عشق ،  فكر  اتّفاقی نیست

 

من می رسم آری گاه ، در خواب تو با یك آه

زیباست ولی كوتاه ، افسوس كه باقی نیست

 

از سردی این غیبت ، مرگ است كه می بارد

بازآی كه در سینه ،  گرمای  اجاقی نیست

 

آوایِ   هزارانی   ،   در  برگِ  در ختانی

بازآی كه صوتی نیست ، سبزیِ اقاقی نیست

 

عالم ز سیاهی بحر ، آدم به سیاهی غرق

ای پاك تر از پاكی، جز رویِ تو آقی*نیست

 

ماهی به محاقی تو ، زین چاه برون آ ماه

جز حسرت دیدارت ، دل را غم شاقی نیست

 

عمریست سه تار دل ، در پرده ی ماهور است

زین هجر غم انگیزت ، راهی ز عراقی نیست

 

ای عشق بیا امشب ، در جام دلم می ریز

در خاطر مست من ، غیر از تو كه ساقی نیست






نوع مطلب :
برچسب ها : غرق، دل، عشق، مرگ، خیال،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
 هیچ گاه فکر نمی کردم جزء بعضی ها شوی!!!

که دل می برند ودل می شکنند...

نمی دانی دل شکستن چه دردی دارد...آرزو دارم دردش را بچشی

تا حالم را بفهمی!!!

شکستن دل یک طرف

این که سراغ شکسته هایش را نمی گیری یک طرف...

ولی من با شکسته های دل دنیای دارم

دنیایی پر از تنهایی...

راضیم به این دنیا

چون خدارا دارم و بس...!!





نوع مطلب :
برچسب ها : دل، آرزو، دنیا، خدا، تنهایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
گاهی رفتن بهتر است. گاهی باید رفت.


باید رفت تا بعضی چیزها بماند.


اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت.


اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند.


گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور،

و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند.


رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی

و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی.


برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند.


برو و بگذار رفتنت بیش ازآنکه دردی بر دلی بنشاند، خاطره ای پر حسرت بشود.


برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد.


عشقت را بردار و برو. خوب برو. زیبا برو.


سر به زیر برو هرچند با اندوه. با لبخندی بر لب برو هر چند باری سنگین بر دل و دوش.


شاد برو، شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت، عشق شناخت.


برو و بدان هر جا بروی دست عشق را بر شانه خود حس خواهی کرد.


نگاهت عاشقانه خوهد شد و صدایت آشنا.


وقار را در گامهایت می توان دید و اندوهی عارفانه را در لبخندت.


همه اینها از آن است که عشق قلب ترا مأمنی برای بیتوته خویش یافته و همراهت خواهد ماند تا محضر حضرت دوست.


آنکه می ماند اسیر عادت و خویشتن خواهی می شود.


ذائقه جانش تلخ می شود از شور و شیرین های زودگذر و غبار می نشیند بر آینه روحش.

رفتن همیشه بد نیست.


آنگونه باید بروی که دیده شوی و حضورت مثل لمس بال یک پروانه حس شود.


آنگونه برو که هیچ نگاهی نتواند ترا انکار کند و هیچ دلی نتواند ...


برو، فقط برو.


وقتی بروی همه چیزهایی که باید بیاید می آید...



نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، حس، شاد، لمس نگاه، دل،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
خدا کند یک اتفاق خوب بیافتد
وسط زندگیمان!
اری همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان
نگرانی های شبانه مان
وسط زخمهای دلمان
انجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم
یک اتفاق خوب بیافتد
انقدر خوب
که خاطرات سالها جنگیدن وخواستن ونرسیدن از یادمان برود
انگونه که یک اتفاق خوب همین الان همین ساعت
همین حالا!
از پشت کوهای صبرمان طلوع کند
طلوعی که غروبش
غروب همه ی غصه هایمان باشد
برای همیشه..



نوع مطلب :
برچسب ها : اتفاق خوب، غصه، طلوع، غروب، دل،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
اگر می خواهی عاشق شوی قلب را آماده حرفهای صادقانه کن…
اگر می خواهی عاشق شوی با اراده کامل به عشقت بگو که دوستش داری…
اگر می خواهی این عشقت برای همیشه پایدار بماند دروغ و نیرنگی را از صحنه عاشقی ات پاک کن…
اگر می خواهی  به عشقت برسی احساسات را از وجودت دور نگه دار و سعی کن از ته دلت عاشق شوی…
اگر می خواهی عاشق شوی بیا و تا آخر راه عاشق باش…
با صداقت با یکرنگی با یکدلی…
بیا و برای رسیدن به عشقت با سرنوشت مبارزه کن با سختی ها مقابله کن…
اگر می خواهی به عشقت برسی  درد و دلهایت را صادقانه به عشقت بگو…
به ظاهر نگو که دوستش داری از تمام وجودت  بگو که دوستش داری… نیازی به فریاد نیست از ته دلت بگو عاشقی…
اگر می خواهی عشقت پاک  و مقدس بماند بی ریا عاشق شو…
نیازی به  ابراز احساسات با کلمه های احساسی نیست…
تنها باید نسبت به عشقت و دوست داشتنت پایدار باشی تا بتوانی به آنچه که می خواهی برسی…
تنها از ته دل عاشق باش…!!!
.



نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، دوست، فریاد، دل، احساسات،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
در هوایت بی قرارم روز و شب

                           سر ز پایت بر ندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم

                           روز و شب را کی گذارم روز و شب؟!

جان و دل می خواستی از عاشقان

                           جان و دل را می سپارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغز منست

                           یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد

                           گاه چنگم، گاه تارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو

                           در میان این قطارم روز و شب

زآن شبی که وعده دادی روز وصل

                           روز و شب را می شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است

                           ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

 

حضرت مولانا




نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقان، دل، مجنون، بی قرار، روز و شب،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
در این شبهای دلتنگی که غم با من هم آغوشه
به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه
کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمی دونه
نه هم درد و هم آوایی با من یک دل نمی خونه
از این سرگشتگی بیزارم و بیزار
ولی راه فراری نیست از این دیوار
برای این لب تشنه دریغا قطره آبی بود
برای خسته چشم من دریغا جای خوابی بود
در این سرداب ظلمت نور راهی بود
در این اندوه غربت سرپناهی بود
شب پر درد و من از غصّه ها دلسرد
کجا پیدا کنم دلسوخته ای هم درد
اسیر صد بیابان وَهم و اندوهم
مرا پا در دل و سنگین تر از کوهم

ببخش اگه تو قصه مون
دو رنگ و نامرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم
خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثل تو نشد
خیانتو یاد بگیرم
اگر که گفتم به چشات
بزار واسه تو بمیرم
ببخش اگه تو گریه هام
دو رنگی و ریا نبود
اگر که دستام مثه تو
با کسی آشنا نبود
ببخش اگه تو عشقمون
کم نمی ذاشتم چیزی رو
ببخش که یادم نمی ره
اون روزای پاییزی رو
لیاقت دستای تو
بیشتر از این نبود عزیز
نه نمی خوام گریه کنی
برای من اشکی نریز
لیاقت چشمای تو
نگاه ِ پاک ِ من نبود





نوع مطلب :
برچسب ها : دل، دلسوخته، شبهای دلتنگی، عزیز، گریه،
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic