سه دختر عاشق - مطالب ابر سکوت
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
سه شنبه 28 شهریور 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       



تازگی ها در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمی گویم
سکوت و سکوت و سکوت ..

 

انگار که لال شده باشم ؛ شاید هم کور و کر
دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را ..
می دانی ؟ دیر .. دریافتم که مسئول طرز فکر آدم ها نیستم ..
بگذار هرکه هرچه خواست بگوید !
چه اهمیتی دارد ؟

 

من در لاک خود راحت ترم .. آن جا می شود آرام و بی دغدغه زندگی کرد
ماهی ها نه گریه می کنند .. نه قهر و نه اعتراض !
تنها که می شوند .. قید دریا را می زنند و تمام مسیر رودخانه را تا اولین قرار عاشقیشان .. برعکس شنا می کنند




نوع مطلب :
برچسب ها : بی مهری آدم ها، سکوت، لال، کور و کر، آرام و بی دغدغه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 تیر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
بوسه های تو
گنجشککان پر گوی باغند
و پستان هایت کندوی کوهستان هاست
و تنت
رازی ست جاودانه
که در خلوتی عظیم
با منش در میان می گذارند
تن تو آهنگی ست
و تن من کلمه ئی ست که در آن می نشیند
تا نغمه ئی در وجود آید :
سرودی که تداوم را می تپد
در نگاهت همه مهربانی هاست :
قاصدی که زندگی را خبر می دهد
و در سکوتت همه صداها :
فریادی که بودن را تجربه می کند








نوع مطلب :
برچسب ها : سکوت، فریاد، جاودانه، کوهستان، سرود،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 تیر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|
خیلی صبر كرده بود
انتظار ، سكوت
این واژه های بی رحم دست های سرد ، بیقراری در دل شب...
زیر چشم های عسلی ، گود رفته..
نفسش به شماره و چشم هاش از سو افتاده
همه مردم شهر هم به این سكوت سرازیر شدند
در شهر خبر از هیچ ، نبود...
و فقط یك تو با یك تو ، آرام آرام كوچه های قدیمی رو متر میكرد !
با قدم.. با كت و شلوار خاكستری..
با كیف چرم مشكی..
با عینك از نا افتاده ..
با دلی كه سوخت رفت به فراموشی
 



نوع مطلب :
برچسب ها : انتظار، سکوت، بیقراری، صبر، سوخت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
صدام کن
اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی
صدام کن
بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم
صدام کن
اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی
صدام کن
قول میدم ساکت بمونم
صدام کن
اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه
صدام کن
من همیشه همراه تو ام
صدام کن
اگه ………..
نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی
فقط صدام کن
صدام کن



نوع مطلب :
برچسب ها : گریه، همدرد، سکوت، ساکت، بهونه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
میان تاریکی

تو را صدا کردم

سکوت بود و نسیم

که پرده را می برد .

در آسمان ملول

ستاره ای می سوخت

ستاره ای می رفت

ستاره ای میمرد !

ترا صدا کردم

ترا صدا کردم

تمام هستی من ...

چو یک پیالۀ شیر

میان دستم بود

نگاه  آبی ماه

به شیشه ها می خورد

ترانه ای غمناک

چو دود بر می خاست

ز شهر زنجره ها

چو دود میلغزید

به روی پنجره ها

تمام شب آنجا

میان سینه ی من

کسی ز نومیدی

نفس نفس می زد

کسی به پا می خاست

کسی تو را می خواست

دو دست ِ سرد او را

دوباره پس می زد !

 تمام شب آنجا

ز شاخه های سیاه

غمی فرو میریخت

کسی ز خود میماند

کسی ترا می خواند

هوا چو آواری

به روی او می ریخت

درخت کوچک من

به باد عاشق بود

به باد ِ بی سامان

کجاست خانه ی باد ؟

کجاست خانه ی باد ؟



نوع مطلب :
برچسب ها : بهترین شعرهای سپید، بهترین اشعاری که خوانده ام، اشعار فروغ فرخزاد، ترانه ای غمناک، سکوت،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
عشق!

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد .

زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن .

عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده .

عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره .

عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختی ها

 رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه ،

 مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه ؟

 لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست ، وقتی رسیدی

می بینی هیچی پشت کوه نبوده و نیست ، نا امید و خسته می شینی به این همه

 راهی که اومدی فکر می کنی ، البته اگه بین راه سقوط نکنی .

عشق سخن گفتن با نگاهه .

عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه .



نوع مطلب :
برچسب ها : سکوت، عشق، نا امید، سقوط، عاشق تشنه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 اسفند 1395 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

X
تبلیغات
❤ღ❤کلبــــــه ی عــاشــــق تنهـــــا❤ღ❤

(◡‿◡✿)هیچ کس تنهایم حس نکردღ♥ღکاش فقط تو یک ثانیه درکم میکردی (◡‿◡✿)
سلام به همه...

 

باعرض سلام وخسته نباشین به برادان وخواهران عزیزخودم

خیلی خوش اومدین به وبلاگ خودتون امیدوارم خوشتون بیادولذت ببرید

1-برادان وخواهران عزیز نظریادتون نره

2-عزیزان آدرس وبلاگتون حتمابزارین تابتونم به وبلاگ قشنگتون سربزنم وجواب نظرات گلتون بدم

موفق وپیروز وسربلند باشین

تاآپ بعدی شمارو بخدا میسپارم

جهت عضویت در سایت کلیک کنید


 
[ جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 1:5 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ آرشیو نظرات ]

تنهایی


لعنت به من كه ساده بریدم....لعنت به من كه دردتو ندیدم

لعنت به من كه پای تو نموندم....لعنت به من كه قلبتو شكوندم

رویای تو شده جدایی از من....همنفسم بیا بمون پیش من

خودت میدونی كه سهم ما نیست....جدای و بریدن و شكستن

چشمای من پر از اشك شب و روز....حق میدم بهت تو اتیش عشق من نسوز

برو با مردی كه تو رویاهاته....ولی بدون قلب منم باهاته

رویای تو كابوس شب های من....دلیل خنده هات حرف دل من
میخوای بری ،برو كنار اون كه....حرفاش دروغه گل تنهای من

از این ور و اونور شنیدم داری عروس میشی گلم

مبارکت باشه ولی آتیش گرفت این دلم

خیال می کردم با منی، عشق منی، مال منی

فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی

باور نمی کردم بخواهی راستی راستی تنهام بذاری

آخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری

گفته بودی عاشقمی به پای عشقم می شینی

[ سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 19:57 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ نظر بدهید ]

پا در میانی خدا...


عاشق هم شدی مثل زلیخا سمج باش...


آنقدررسوا بازی دربیارتاخداخودش پادرمیانی کند....

[ دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 19:18 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ یک نظر ]

من خاطرت را میخواستم نه خاطره ات را . . .

به هم میرسیم میشیم 3نفرمیشیم

من و تو وشادی

ازهم دورمیشیم 4نفرمیشیم

تو وتنها,من وخاطره
[ یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ] [ 6:1 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ 5 نظر ]

چیکار میکنی؟


اگه دوست دختر /پسرت رودرحال خیانت ببینی


چیکار میکنی؟؟؟


[ جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ] [ 19:41 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ 20 نظر ]

عیـــــــدقــــــربان بــــرهمــــه مبـــــــارکـــــ

[ babol2011.blogfa.com---(زیباساز وبلاگ)--]


خدایا قسمت می دهم هر لحظه کمکم کنی تا نفسم را


به قربانگاه درگاهت عرضه کنم


و تو قربانی شدن و نلرزیدن و نلغزیدن را عنایت فرما


عید سعید قربان مبارک


[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ] [ 12:34 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ 7 نظر ]

اگه قول میدی .....
اگر به یه نفرقول دادی که باهاش بمونی....

دیگه حق نداری چراغ امیددلشوخاموش کنی....

روحرفت باش وعاشقش باش....

مطمئن باش دنیاشو به پات میریزه...

[ یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ] [ 15:13 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ نظر بدهید ]

دلــــــم
دلم برای یک نفر تنگ است....

نه میدانم نامش چیست....

ونه میدانم چه میکند...

حتی خبری ازرنگ چشم هایش هم ندارم....

رنگ موهایش رانمیدانم.....

لبخندش راهم...

فقط میدانم که باید باشد نیست

[ دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 3:29 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ 8 نظر ]

بازهم بوی ماه مدرسه آمد

تـــوجـــــــه!!!!!!                   تــوجـــــــه!!!!!

دوسوال دارم  دوست دارم اقعاراستشو بگین!!!!!!

1-مدرسه یادانشگاه ترک تحصیل یافارغ تحصیل؟؟؟؟؟؟؟

2-چه حسی داری درسهادوباره شروع میشه؟؟؟؟؟؟؟؟

[ شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ ] [ 0:37 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ 12 نظر ]

عروسک هم دل داره
دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟

مهمان با مهربانی جواب داد:بله.

دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن

دربین اونا

یک عروسک باربی هم بود.

مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟

... و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.

اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید

دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم

نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.

مهمان با کنجکاوی

پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!

دخترک جواب داد:

آخه اگه منم دوستش نداشته

باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،

اونوقت دلش میشکنه ...






نوع مطلب :
برچسب ها : عروسک، مهمان، دوست دارم، سکوت، عشق بازی،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 اسفند 1395 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
به که چه برفی میاد

دیشبی که اومدم خونه تو وهم خودم رفتم به رویا

ای کاش میشد دست تو دست یارم زیر برفها می خندیدیم

واسش شادی میکردم تا می فهمید که چققققدر عاشقشم

ببخشید عشقم جسارت کردم ...میدونم چققققدر عاشقمی

عشششششششق من وحید امروز مست بارونه

مسسسسسسسسسسسسسست بارون

مست سفیدی برف

ولی ای  کاش بخت سیاه وحید هم سفید بود مثل برف

داره برف می باره می فهمید چی میگممممممممممممم

ای کاش بفهمید که چه احساسی دارم

می خوام داد بزنم ... می خوام فریاد بزنم

خدا چرا نمیای پایین

خدا چرا اشکهام نمی بینی

الان که داره برف میاد...خدا بارونی در کار نیست

بیا پایین  ..بیا با هم رور به رو بشیم

اگه خدای ...چرا ساکت شدی

یعنی سهم من از این همه پرستش ...این همه دل تنگیه

خودت میدونی چه حالی دارم

تا کی باید زیر برف و بارونت بعد 12 شب فریاد بزنم

خدا بسه

خدا  بسه

تا کی باید دیونگی کنم؟

دل دیونه نگیر بهونه.......

چرا  همیشه باید پای نوشتن اشک بریزم ...خدا اخه چرا؟

اگه قراره ببیاری واسه همیشه ببار
خدا عشقم داره درد میکشه.....

یادته گفتم اگه عشقم درد بکشه از هر کسی دنیا رو خراب میکنم

خدا نکن ...بزار تو تنهایی بهترین باشین

اره بزار تو تنهایی بهترین باشید

 



نوع مطلب :
برچسب ها : باز تنهایی، شعر غمگین، دوستی، شهر عاطفه، سکوت،
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic