سه دختر عاشق - مطالب ابر شعر سرگردون
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
دوشنبه 12 بهمن 1394 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
شعر عاشقانه ی سرگردون
 از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده


آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده



غم سرگردونیام‌و با تو صادقانه گفتم


اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم



من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم


این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم



تو تموم طول جاده که افق برابرم بود


شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود


من دل‌شیشه‌ای هرجا هر شکستن که شکستم


زیر کوه‌بار غصه هر نشستن که نشستم



عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده


تو رو فریاد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده


من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم


این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم


نیزه نمباد شرجی وسط دشت تابستون


تازیانه‌های رگبار توی چله زمستون



نتونستن، نتونستن کینه‌ی من‌و بگیرن


از من خسته‌ی خسته شوق رفتن‌و بگیرن



حالا که رسیدم اینجا پر قصه برا گفتن


پرنیاز تو برای آه کشیدن و شنفتن


تو رو با خودم غریبه از غمم جدا می‌بینم


خودم‌و پر از ترانه، تو رو بی‌صدا می‌بینم



اون همیشه بامحبت برای من دیگه نیستی


نگو صادقی به عشقت آخه چشمات میگه نیستی



من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم


این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر عاشقانه ی سرگردون، شعر عاشقانه، شعر سرگردون، شعر، ترانه ها و خاطره های شعر،
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات