سه دختر عاشق - مطالب ابر عشق
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
پنجشنبه 20 مهر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
آروم آروم به نبودنت عادت میکنم
آروم آروم به نبودنت عادت میکنم…

چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم….

دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم …

سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی

انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی…

نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.

دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم

دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم …….

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم …

یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی …

یاد گرفتم نفس بکشم…

بی تو…و بیاد تو

یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن…

و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم….

خوش به حال اونی که دستای تو رو میخواد بگیره…

یادت باشه هنوز تو قلبمی…
 
هنوزم دوستت دارم عشقم
 
 



نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات، قلبم، دوستت دارم، عشق، نگرانم،
لینک های مرتبط :
شنبه 15 مهر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
مادرم همیشه کنارم باش تاج سرم
 وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و
دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت
عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم. …

ماه را گفتم
می توانی آیا
بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه
روح مادر گردی
صاحب رفعت دیگر گردی

گفت نه نه هرگز
من برای این کار
کهکشان کم دارم
نوریان کم دارم
مه و خورشید به پهنای زمان کم دارم …

روی کردم با دریا
گفتم او را آیا
می شود این که به یک لحظه ی خیلی کوتاه
پای تا سر همه مادر گردی
عشق را موج شوی

مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی
گفت نه نه هرگز
من برای این کار
بیکران بودن را
بیکران کم دارم

ناقص و محدودم
بهر این کار بزرگ
قطره ای بیش نیم
طاقت و تاب و توان کم دارم

در پی عشق شدم
تا در آئینه ی او چهره ی مادر بینم
دیدم او مادر بود
دیدم او در دل عطر
دیدم او در تن گل

دیدم او در دم جانپرور مشکین نسیم
دیدم او در پرش نبض سحر
دیدم او درتپش قلب چمن
دیدم او لحظه ی روئیدن باغ
از دل سبزترین فصل بهار
لحظه ی پر زدن پروانه

در چمنزار دل انگیزترین زیبایی
بلکه او در همه ی زیبایی
بلکه او در همه ی عالم خوبی، همه ی رعنایی
همه جا پیدا بود
همه جا پیدا بود
همه جا پیدا بود

باید در آغوشت این سر راست ترین راه ممکنِ بودن گم بشوم
 من آرامشی را می خواهم که در آن نفهمی باشد .
بی خیالی باشد .و بوی تنت که هنوز معنی آرامش کامل است .
 من برای بزرگ شدن هنوز کوچکم .

دلم می خواهد همه وجودم دست نوزادی چند ماهه باشد
 که گوشه پیراهن تو تنها مامنش باشد .
 و از تلخی زندگی همین بس که با سرعتی نا جوانمردانه از این آرامش ازلی دور می شوم…



نوع مطلب :
برچسب ها : دل قشنگ، کهکشان، عشق، عطر، آغوش،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 شهریور 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده

یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه

اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده ؟

چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تومی خوام سر بذارم به بیابون

گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده

التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم

گفت که هذیون رو تموم کن انگاری تبت شدیده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی

گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده

اونی رو که دوست نداری دنبالت میاد تا آخر

اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده

سرنوشت گریه نداره خودت این رو گفتی اما

تو دل من نمی دونم چرا باز یه کم امیده

تو من رو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

چه قدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده





نوع مطلب :
برچسب ها : دل بریده، دنیای بی رحم، آرزو، عشق، عاشقونه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 شهریور 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
. .
سلامتی دختری که یه روزعاشق شد. . .
سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد. . .
سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت. . .
سلامتی عشق پاکشون. . .
سلامتی اون همه خاطره ها و شیطنت هاو دیووونه بازی های زیر بارونقرار گذاشتن ها خیس شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها. . .
سلامتی دوستی که زیراب پسرو به دروغ زد. . .
سلامتی دختری که حرف دوست مثل خواهرش رو باور کرد. . .
سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد. . .
سلامتی اون قسم ها اون دوست دارمهایی که هیچوقت تحویل داده نشد. . .
سلامتی پسری که هر چی قسم خورد خواهش کرد اثری نداشت. . .
سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد. . .
سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو بدست بیاره بره خواستگاری. . .
سلامتی ۲۱ ماه پست دادن ها و لحظه شماری ها دور بودن ها. . .
سلامتی روزی که پسر دعوت شدبه جشن عقد عشقش. . .
سلامتی اون شب. . .
سلامتی اون دوستایی که بخاطر حال پسر بغض داشتناما پسر خندیدتا جشن خراب نشه. . .
سلامتی اون خنده ی زوری. . .
سلامتی عروسی که ماه شده بود. . .
سلامتی عاقدی که اومد. . .
سلامتی شناسنامه ها. . .
سلامتی بغض پسر. . .
سلامتی بار اول. . .
سلامتی بغض پسر. . .
سلامتی بار دوم. . .
سلامتی بغض پسر. . .
سلامتی بارآخر. . .
سلامتی پلاک زنجیری که پسر واسه زیر لفظی روز عقدش گرفت تو جیبش موند. . .
سلامتی زیر لفظی که یکی دیگه داد. . .
سلامتی پسری که هنوز امید داشت که به عشقش میرسه. . .
سلامتی اجازه بزرگترها. . .سلامتی بله. . .
سلامتی بغض پسر. . .
سلامتی چشم خیس دوستان. . .
سلامتی اون حلقه که جایگزین حلقه پسر شد. . .
سلامتی ماشین عروس. .
.سلامتی سستی زانو. . .
سلامتی سیاهی چشم. . .
سلامتی اون شب. . .
سلامتی پاکت سیگار و نخهایی که با نخ قبلی روشن شد. . .
سلامتی فرداش. . .
سلامتی مهمونی که دختر گرفت. . .
سلامتی دوستایی که جمع شدن. . .
سلامتی شب و روزایی که سخت گذشت. . .
سلامتی دوستی که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفت از رو حسادت. . .
سلامتی دختری که با تمام وجود گریه کرد. . .
سلامتی تیغی که تیز بود. . .
سلامتی رگ دست. . .
سلامتی دختری که خودکشی کرد. . .
سلامتی لحظه ای که به پسر خبر دادن . . .
سلامتی ملاقات تو بیمارستان. . .
سلامتی اون ۵ و ۶ دقیقه ی تنها با دختر. . .
سلامتی اون چشمای نیمه باز خیس. . .
سلامتی شرم دختر. . .
سلامتی صبر پسر. . .
سلامتی قسمهایی که پسر به دختر داد تا فراموش کنه که زندگیش خراب نشه. . .
سلامتی قسم جون پسر. . .
سلامتی قبول کردن دختر. . .
سلامتی لحظه خداحافظی. . .
سلامتی چشمای خیس. . .
سلامتی یه عمر تنهایی. . .
سلامتی حرفایی که نمیشد گفت ولی یه متن شد. . .
سلامتی خنده هایی کودکی که توی راه بود. . .
سلامتی دختری که مادر شد. . .
سلامتی پسری که حسرت پدر بودن تا ابد به دلش موند. . .
سلامتی هق هق هایی که پست شد تا دلی آروم شه. . .
سلامتی امشب. . .
سلامتی همه ی عاشقایی که هر گز به عشقشون نرسیدنواز دور نگران یکی یه دونه شون بودن و با بغض با سکوتشون گفتن آهای غریبهاین که دستش توی دستای تویه همه دنیای منهخیلی مراقبش باش. . .





نوع مطلب :
برچسب ها : لحظه خداحافظی، حسرت پدر بودن، عشق، دختر، بغض،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 شهریور 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنت رو

از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنت رو

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست

ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست

منو که بغل میگیری گم میشم تو شهر رویا

بند میاد نفس تو سینه م مثل مجنون پیش لیلا

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا

بغلم کن تا نمیرم بی تو تو دستای سرما

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه

حتی ماه به حرمت ما عاشقونه تر میتابه

بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگیرم

سر بذارم روی شونه ت با نفسهات خو بگیرم

جز سرانگشتهای گرمت تن من عشقی ندیده

دست بکش رو گونه ی من منو خواب کن تا سپیده..





نوع مطلب :
برچسب ها : عطر تنت، خوشترین آهنگ دنیا، عشق خوبم، عشق، خواب،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 مرداد 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       


 كاری كن كه دنیا و تمام جهان را فراموش كنم

من را در آتش  ِ عشقت بسوزان

بگذار قشنگترین جملات را برایت بخوانم

اگر تمام دنیا و جهان را بگردم

امکان ندارد عشقی همچون عشق تـــو پیدا کنم

هر چه قدر به تـــو بگویم دوستت دارم باز هم برای تو کم است





نوع مطلب :
برچسب ها : آتش ِ عشقت، قشنگترین جملات، عشق، دوستت دارم، دنیا و جهان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 تیر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
|http://uniqelove.blogfa.com|عکس های عاشقانه,عشق,پاییز عشق,پاییز|http://uniqelove.blogfa.com|

چه سالهایی گذشت و چه روزهایی آمد
هر فصل به عشق پاییز ،باران بارید و بهار شد و گرمای قبل از خزان آمد
و من مثل برگی در بین باد و باران و تگرگ، آخر قصه چیزی نیست جز مرگ
و عاشقانه فارغ از پایان زندگی ام، نفس میکشم در غوغای این دنیا و هیاهوی فصل ها
به عشق اینکه پاییز من بهار زندگی ام است ، به عشق اینکه همچنان به امید دیدن پاییز نفسهایم با عشق می آید و میرود
تولدی دوباره ، دوباره پاییز و پایان روزهای تکراری
خسته از فصل های گذشته ، خرسند از اینکه در فصل خویش به سر میبرم
در ماه مهر هستم و برگهای زردی که پوشانده این دنیای بی عاطفه را
میلاد من است و نسیمی که با خود برده هوای مسموم قلبم را
و من متولد شدم در فصلی که با تمام وجود دوستش دارم و به آن افتخار میکنم
نه به این خاطر که در آن متولد شدم ، به خاطر زیبایی اش ، غرورش ، احساسش
و فصل ها آمدند و گذشتند ، اما از پاییز نمیتوان گذشت ، و من در این فصل انتظار نشسته ام چشم انتظار
چشم انتظار برگی که همیشه سبز بود و اینک با رنگی زرد آرام بر روی زمین می افتد ، تا زیبا کند تن این زمین تشنه را
آه ! چه زود میگذرد ، مثل لحظه افتادن برگها بر زمین ، مثل یک چشم به هم زدن ، مثل همین آه گفتن
انگار همین دیروز بود ، انگار آن دیروز همین امروز بود ، انگار ما در فرداییم و حسرت امروز را میخوریم
و من با همان احساس دیروزم دوباره مینویسم از فصل خویش ، از قلب خویش ، از تولد دوباره ام!
یک موی سپید دیگر ، این آینه و چهره ای دیگر و این قصه همچنان ادامه دارد ، تا وقتی خدا بخواهد





نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، خرسند، برگهای زرد، نفس، خویش،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 تیر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
روی زردم امشب
حال آشفته ی غمگین پریشان دارم
شاید این دل هوس غم کرده .... تب کرده
ضربانم شده آهسته تر از ریزش اشک
نفسم پر شده از هق هق داغ
آسمان مردمان چشمم
چهغروبی دارد ! چه غروب سرخی !
پیکرم سست شده مغزم پوچ!
گاه میگویم کاش! ....
لحظه ی آخر تقسیم عشق
بین یک روح و دو جسم
ثانیه جان می داد تا توقف کند اوقاتی که متجاوز کار (وار) است
گاه می گویم کاش ! ...
میشد ازاین زندان!
سمت احساس گریخت!
سمت بال باور !
سمت مهر مادر !
سمت عشق و پرواز !
سمت پیدا شدن را ... 



نوع مطلب :
برچسب ها : احساس، کاش، عشق، متجاوز، مادر،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 تیر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
آنکه در افسونگری کرد آن همه غوغا گریخت

آنکه درعاشق کشی کرد این همه بیداد رفت

آن نهال نیک بختی ، آن درخت آرزو

آنکه بود در باغ رویا خوشتر از شمشاد رفت

آنکه عشقش در ازل با هستیم پیوند یافت

آنکه مهرش تا ابد در جان من افتاد رفت

گفتمش پس عشق من ؟

با خنده گفت ای وای مرد…!

گفتمش پس یار من ؟

با عشوه گفت ای داد رفت…!



نوع مطلب :
برچسب ها : جان، یار، عشق، عشوه، درخت آرزو،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 تیر 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
جز جذبه ی عشقت ماه،شور و اشتیاقی نیست

ای عشق وصالت كی ؟ طاقت به فراقی نیست

 

در بطن خیال  من ،  غوغای  حوادث هاست

جز آمدنت  ای عشق ،  فكر  اتّفاقی نیست

 

من می رسم آری گاه ، در خواب تو با یك آه

زیباست ولی كوتاه ، افسوس كه باقی نیست

 

از سردی این غیبت ، مرگ است كه می بارد

بازآی كه در سینه ،  گرمای  اجاقی نیست

 

آوایِ   هزارانی   ،   در  برگِ  در ختانی

بازآی كه صوتی نیست ، سبزیِ اقاقی نیست

 

عالم ز سیاهی بحر ، آدم به سیاهی غرق

ای پاك تر از پاكی، جز رویِ تو آقی*نیست

 

ماهی به محاقی تو ، زین چاه برون آ ماه

جز حسرت دیدارت ، دل را غم شاقی نیست

 

عمریست سه تار دل ، در پرده ی ماهور است

زین هجر غم انگیزت ، راهی ز عراقی نیست

 

ای عشق بیا امشب ، در جام دلم می ریز

در خاطر مست من ، غیر از تو كه ساقی نیست






نوع مطلب :
برچسب ها : غرق، دل، عشق، مرگ، خیال،
لینک های مرتبط :
شنبه 30 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
به او خواهم گفت که در هر زمان منتظر شنیدن صدای شما بودم. از خدا میخواستم که اولین شنونده و بینندهٔ نگاه مهربان شما باشم.اگر او را ببینم به او خواهم گفت که از زندگی ام تنها زمانی را زندگی کرده ام که با شما بوده ام .

به او خواهم گفت که برایم دعا کن که در مسیر شما باشم. خواهم گفت عشق را تنها وقتی فهمیدم که اشکهایم به پای شما ریخته شد.

به اوخواهم گفت که همیشه از خدا خواستم تا از منتظران شما بمانم.

خواهم گفت که چقدر دلم برایتان تنگ شده بود و حالا چقدر خوشحالم که در کنارتان هستم.



نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، منتظران، دلتنگی، دوسداشتن، اشک،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
می خواستم بروم از این

خاک خسته که تو آمدی

می خواستم که دیگر نخندم

به دلبریهای این مردم ساده

خوب که تو آمدی

می خواستم هرگاه که بغض

گلویم را گرفت دیگر

راحتش نگذارم و

سخت گلویش را بفشرم که

تو آمدی

به هر چه قسم؛

اگر نمی آمدی دیگر شبها را

تا صبح بیدار می خواییدم ؛

اگر نمی آمدی فی البداهه

گم می شدم میان حرفهای

این مردم خوب؛

اگر نمی آمدی می رفتم

چرا زودتر نیامدی تا

نفروشم صدایم را به

قاصدک

چرا زودتر نیامدی تا

نفروشم عشقم را به چکاوک

چرا زودتر نیامدی تا

سراب را تجربه نکنم

باز چه خوب که آمدی

نمی دانستم چکار کنم

اگر نمی آمدی !

اگر نمی آمدی نگاهم معنا

پیدا نمی کرد

اگر نمی آمدی اشکم را

هیچ کس

پاک نمی کرد

اگر نمی آمدی

سراب دیروز را

نمی دیدم و خوشبختی

امروزم را !

اگر نمی آمدی غرق می شدم

در مرداب زندگیم

اگر نمی آمدی مبهم می شدم

در زردی شکسته ام ،

در سرابم،همچو حباب

چه خوب آمدی و مرا از

خواب و خیال بیرون

کشاندی

چه خوب آمدی

و حرمت

بخشیدی زندگیم را

و من امروز را به حرمت

آمدنت ، جشن می گیرم

حرمت می نهم امروزم را

و نابود می کنم سراب

دیروزم را

عزیز دلم که با آمدنت

شکوفا کردی

تمام زندگیم را

و حرمت بخشیدی به دلم به

قلبم

به تک تک احساساتم

حرمت بخشیدی به خودم .

تو را می ستایم ای زیباترین

احساس من .

با من همیشه بمان که

محتاج بارشم

محتاج رویش زندگی

در بیابان سراب زده گذشته

عزیزم آبی ترین احساس

هستی ام

باران باش ،همیشه ببار

که زندگیم با تو شکوفه باران خواهد شد

ممنون از بودنت

ممنون از عشق پاکت

ممنون از عمق نگاهت

دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم



نوع مطلب :
برچسب ها : احساس، نگاه، عشق، حرمت، مرداب زندگی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
گاهی رفتن بهتر است. گاهی باید رفت.


باید رفت تا بعضی چیزها بماند.


اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت.


اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند.


گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور،

و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند.


رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی

و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی.


برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند.


برو و بگذار رفتنت بیش ازآنکه دردی بر دلی بنشاند، خاطره ای پر حسرت بشود.


برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد.


عشقت را بردار و برو. خوب برو. زیبا برو.


سر به زیر برو هرچند با اندوه. با لبخندی بر لب برو هر چند باری سنگین بر دل و دوش.


شاد برو، شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت، عشق شناخت.


برو و بدان هر جا بروی دست عشق را بر شانه خود حس خواهی کرد.


نگاهت عاشقانه خوهد شد و صدایت آشنا.


وقار را در گامهایت می توان دید و اندوهی عارفانه را در لبخندت.


همه اینها از آن است که عشق قلب ترا مأمنی برای بیتوته خویش یافته و همراهت خواهد ماند تا محضر حضرت دوست.


آنکه می ماند اسیر عادت و خویشتن خواهی می شود.


ذائقه جانش تلخ می شود از شور و شیرین های زودگذر و غبار می نشیند بر آینه روحش.

رفتن همیشه بد نیست.


آنگونه باید بروی که دیده شوی و حضورت مثل لمس بال یک پروانه حس شود.


آنگونه برو که هیچ نگاهی نتواند ترا انکار کند و هیچ دلی نتواند ...


برو، فقط برو.


وقتی بروی همه چیزهایی که باید بیاید می آید...



نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، حس، شاد، لمس نگاه، دل،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
اگر می خواهی عاشق شوی قلب را آماده حرفهای صادقانه کن…
اگر می خواهی عاشق شوی با اراده کامل به عشقت بگو که دوستش داری…
اگر می خواهی این عشقت برای همیشه پایدار بماند دروغ و نیرنگی را از صحنه عاشقی ات پاک کن…
اگر می خواهی  به عشقت برسی احساسات را از وجودت دور نگه دار و سعی کن از ته دلت عاشق شوی…
اگر می خواهی عاشق شوی بیا و تا آخر راه عاشق باش…
با صداقت با یکرنگی با یکدلی…
بیا و برای رسیدن به عشقت با سرنوشت مبارزه کن با سختی ها مقابله کن…
اگر می خواهی به عشقت برسی  درد و دلهایت را صادقانه به عشقت بگو…
به ظاهر نگو که دوستش داری از تمام وجودت  بگو که دوستش داری… نیازی به فریاد نیست از ته دلت بگو عاشقی…
اگر می خواهی عشقت پاک  و مقدس بماند بی ریا عاشق شو…
نیازی به  ابراز احساسات با کلمه های احساسی نیست…
تنها باید نسبت به عشقت و دوست داشتنت پایدار باشی تا بتوانی به آنچه که می خواهی برسی…
تنها از ته دل عاشق باش…!!!
.



نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، دوست، فریاد، دل، احساسات،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
دنیا بدون عشق چه دنیای مضحکی‌ست

در سرزمین من زنی از جنس آه نیست  

این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست

 

این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق

دیگر دلی برای سفر رو به راه نیست

 

راندند مردم از دل پر کینه، عشق را

گفتند: جای مست در این خانقاه نیست

 

دنیا بدون عشق چه دنیای مضحکی‌ست

شطرنج مسخره‌ست زمانی که شاه نیست

 

زن یک پرنده است که در عصر احتمال

گاهی میان پنجره‌ها هست و گاه نیست

 

افسرده می‌شوی اگر ای دوست حس کنی

جز میله‌های سرد قفس تکیه گاه نیست

 

در عشق آن که یکسره دل باخت، برده است

در این قمار صحبتی از اشتباه نیست

 

فردا که گسترند ترازوی داد را،

آن‌جا که کوه بیشتر از پرّ کاه نیست،

 

سودابه روسپید و سیاووش روسفید

در رستخیز عشق کسی روسیاه نیست

 

 




نوع مطلب :
برچسب ها : زن، پرنده، عشق، برده، روسفید،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic