سه دختر عاشق - مطالب ابر غروب
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : jameol mozakhrefat
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سه دختر عاشق
یکشنبه 28 خرداد 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       

    هر روز دارم بلندتر میشم…
    موج اشکم می شوره
    غزل جنگ از داود طالبی
    سکوت بود و تماشایِ رد پای غزل
    غزل عاشقانه نگاه کن که شبی وقتِ خواب، خواهم مُرد
    غزل عاشقانه غروب بود و زنی بی قرار، گُم می شد
    شعر عاشقانه من می گم
    شعر عاشقانه کوچه
    شعر عاشقانه سپید از این همه
    شعر عاشقانه سپید آینهٔ چینی





نوع مطلب :
برچسب ها : اشک، شعر عاشقانه، خواب، غروب، کوچه،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
خدا کند یک اتفاق خوب بیافتد
وسط زندگیمان!
اری همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان
نگرانی های شبانه مان
وسط زخمهای دلمان
انجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم
یک اتفاق خوب بیافتد
انقدر خوب
که خاطرات سالها جنگیدن وخواستن ونرسیدن از یادمان برود
انگونه که یک اتفاق خوب همین الان همین ساعت
همین حالا!
از پشت کوهای صبرمان طلوع کند
طلوعی که غروبش
غروب همه ی غصه هایمان باشد
برای همیشه..



نوع مطلب :
برچسب ها : اتفاق خوب، غصه، طلوع، غروب، دل،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : jameol mozakhrefat       
می زند باران به انگشت بلورین
ضرب
با وارون شده قایق
می کشد دریا غریو خشم
می کشد دریا غریو خشم
می خورد شب
بر تن
از توفان
به تسلیمی که دارد
مشت
می گزد بندر
با غمی انگشت.

تا دل شب از امید انگیز یک اختر تهی گردد.
ابر می گرید
باد می گردد…
پریا

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود.
زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا.
گیس شون قد کمون رنگ شبق
از کمون بلن ترک
از شبق مشکی ترک.
روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر
پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر.

از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد
از عقب از توی برج شبگیر می اومد…

” – پریا! گشنه تونه؟
پریا! تشنه تونه؟
پریا! خسته شدین؟
مرغ پر بسه شدین؟
چیه این های های تون
گریه تون وای وای تون؟ “

پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا



نوع مطلب :
برچسب ها : گریه، غروب، گنبد کبود، ابر، رنگ شبق،
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات